قدیمی ها

I LOVE YOU

روز آنلاین - شهلا گروسی: 12 آذرماه زاد روز کوروش یغمایی بود. کسی که خیلی ها با صدای او خاطره دارند.

نگاهی به این ترانه بیندازید، بی اختیار از سطر دوم شعر به بعد این صدای کوروش یغمایی است که در ذهن ناخودآگاه ما ترانه را می خواند:

غم میونِ دو تا چشمونِ قشنگت، لونه کرده

شب تو مو هایِ سیاهت، خونه کرده

دو تا چشمونِ سیاهِت، مِث شبهای منه

سیاهیایِ دو چِشمت، مِث لبهایِ منه

وقتی بغض از مژه هام پایین میاد، بارون می شه

سیلِ غم، آبادیمُ ویرونه کرده

اگر فهرستی از به یاد ماندنی ترین آهنگ ها و ترانه های فارسی - ایرانی (در تمام گونه های موسیقی)، که تا کنون ساخته شده است، تهیه شود، گل یخ کورش یغمایی بی گفت و گو جای مطمئنی در صدر لیست خواهد داشت.

آهنگی که تا نام کورش یغمایی به ذهن بر می خورد نام این آهنگ هم به یاد می آید. ترانه را دوست و همکلاسیِ دانشگاه کورش یغمایی، مهدی اخوان لنگرودی نوشته است و کورش یغمایی به بهترین شکل این آهنگ را ساخته است. این آهنگ از آن چنان استاندارد بالایی در آهنگسازی برخوردار است که به نوشته ی سایت رسمی کورش یغمایی در خارج از ایران هم مورد استقبال قرار گرفته است.

کوروش یغمایی از معدود نوازندگان و خوانندگان ایرانی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ از ایران خارج نشد اگرچه پخش صدای او در ایران به مدت هفده سال ممنوع بود، اما او به فعالیت موسیقی در ایران ادامه داد.

یغمایی بانی و بنیانگذار موسیقی سبک راک در ایران است به همین دلیل به وی لقب پدر و سلطان راک ایران داده شده‌است. کوروش یغمایی موسیقی راک را همگام با بانیان این نوع موسیقی در جهان یعنی گروه‌های رولینگ استونز و بیتلز وارد ایران کرد و موسیقی راک ایرانی را بنیان نهاد. در این راه برادرانش کامران و کامبیز یغمایی نیز با وی همراه بودند.

یغمایی در شاهرود و در خانواده ای به دنیا آمد که بیش از یک سده به ادب و هنر در منطقه کویر مشهور بودند، از جمله این بزرگان یغمای جندقی و حبیب یغمایی از شاعران بنام ایران زمین هستند.

 

آغاز آشنایی با موسیقی:

پدرش وقتی او تنها 8 سال داشت برایش سنتور خرید و کوروش نیز برای احترام به انتخاب خانواده شروع به یادگیری سنتور نمود و حتی به مراحل حرفه ای هم رسید. در 12 سالگی شروع به نواختن گیتار که همواره علاقه خاصی به آن داشت کرد.

 

زندگی شخصی:

او در 20 سالگی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج 3 فرزند بنام های کاوه، کامیل و ساتگین است که هر 3 قدم در راه پدر گذاشتند و امروز از بهترین های موسیقی ایران هستند. آثار کورش به ویژه گل یخ بر اساس دارا بودن استاندارد های جهانی به خارج از مرزهای ایران نفوذ کرد و با اجرا های جدیدی در کشورهای مختلف ارائه گردید.

از سال 1358 به مدت 17 سال پخش صدای کورش ممنوع شد. او در این مدت ابتدا در زمینه داستان های کودکان (کتاب و نوار) و ارائه آلبوم دیار (ارکستراسیون آواهای محلی ایران برای ارکستر بزرگ بدون آواز) و در ادامه با تدریس گیتار زندگی را میگذرانید. پس از هفده سال اولین آلبوم با آواز او با نام سیب نقره ای ارائه گردید. پس از چندی آلبوم های دیگری از وی با نام های ماه و پلنگ - گرگ های گرسنه (موسیقی فیلم) - کابوس - آرایش خورشید - تفنگ دسته نقره منتشر شد.

 

کار با شاعران ناشناخته:

بیشتر کارهای یغمایی حاصل کار شاعرانی است که در زمان حیات خود زیاد مشهور نبودند و بعد از مرگ مشهور شدند. آشنایی او با شعر و شاعری باعث شد او یکی از خوانندگانی باشد که بیشترین شعر را از حسین منزوی و نوذر پرنگ خوانده باشد. شاعرانی که هر دو از شاعران خوب معاصر بودند اما هر دو درحالی در گذشتند که بسیاری از مردم و اهل ادبیات، آنها را نمی شناختند. در میان ترانه های او شعرهایی از خیام، سعدی، حافظ، میرزاده ی عشقی، فریدون مشیری، مشفق کاشانی، رحیم معینی کرمانشاهی و مهدی اخوان لنگرودی نیز دیده می شود.

 

آواها و نواها:

یغمایی از سال های آغازین پرداختن به موسیقی حرفه ای، کوشیده است نواها و آوازهای محلی ایران را در حد توانش امروزی کند یعنی با پوشاندن لباسِ موسیقی روزِ جهان، این نغمه ها را که ویژه ی بخشی از ایران است به میان همه ی مردم ایران و به ویژه جوانترها ببرد. اوج هنرنمایی او آلبوم بی آواز دیار است که او در هفده سالی که ممنوع الفعالیت بود، می سازد. آلبومی که در آن کورش یغمایی 10 آوای محلی ایران را برای ارکستر بزرگ تنظیم می کند و با همین ارکستر در سال 1366 اجرا می کند. البته چند ترانه ی محلی هم هست که او پیش از 1357 با گیتارش آنها را باز خوانی کرده است. ترانه هایی چون هوار هوار، شیرین جون و ریحان.

 

یغمایی از زبان یغمایی:

کورش یغمایی در یادداشتی با عنوان "سوختم، بیچاره شدم، عشقم مرا تنها گذاشت" در مجله نشانی که توسط محمد صالح علا منتشر می شد، حرف های جالبی زده است. بخشی از یادداشت او را در ادامه می خوانیم:

 

هدف:

«.....هدفم چیست ؟ صرفا هدفم خدمت به فرهنگ و سرزمین مادری و اجدادی ام است. اگر حمل بر تفاخر نشود، جمله ای از سالی بری موسیقیدان بسیار بزرگ را بگویم. ایشان می گویند که خداوند برای سرودن، اشخاص ویژه ای را انتخاب می کند. اگر صحبت ایشان درست باشد، احتمالا بنده هم در این جایگاه قرار می گیرم و خداوند لطفی به من داشتند.....»

 

شروع:

«... حدود ده سالم بود. در یک جشن ِ دبیرستانِ هدف. دبیرستانی نبودم. برادرم آنجا درس می خواند. یک جشنواره ای بود که سالانه اجرا می شد و خواننده نداشت. دبستان بودم. رفتم برایشان خواندم. عکسَش هم هست. از همان سن، خواندن را شروع کردم. اما به صورت حرفه ای زمان دانشگاه بود که آقای اخوان لنگرودی شعر گل یخ را به من دادند، اواخر چهارم دانشگاه بودم – جامعه شناسی می خواندم، دانشگاه شهید بهشتی – ملی سابق – که این ترانه را اجرا کردم. این کار یک تمایز با بقیه ی کارها داشت. تا قبل از این کار همه ی کارها در واقع یک نوع موسیقی محلی ایرانی بود. این موسیقی فقط مصرف داخلی داشت و بر اساس استانداردهای رایج در جهان نبود. از گل یخ به این ور هست که موسیقی نوین و دارای استانداردهای جهانی باب شد. یکی از تمایزهای گل یخ به خاطر نواختن گیتار به آن فرم بود. یا در اجرا یا در گویش، یا در فرم جهش های صدا به صورتی که تا آن موقع معمول نبود...»

 

اریک کلاپتون ایران:

«... سوئد که رفته بودم. مرا با نام جدیدی مثل اِریک کِلاپتون ایران، دیوید گیلمور ایران و... صدا می کردند. می گفتم خیلی متشکرم که این القاب را به من می دهید ولی کار ِ من با کارِ این آقایان زمین تا آسمان فاصله دارد. من هیچ چیزی مثل تجهیزات و تبلیغات و آگهی و... ندارم. مثلا ما داشتیم برای ارکستراسیون بزرگ، دیار که آواهای محلی ایران بود را کار می کردیم. بعد از انقلاب به من می گفتند که سازهای غربی منهای خانواده ی ویلن و سازهای بادی، نمی توانید استفاده کنید. گفتند ریتم را با سنج انجام بدهید. در اینجا شما باید موسیقی ای بسازید که اساس و پایه تان که ریتم است ندارید و باید با سنج ریتم بگیرید. هیچ چیز هم مثل چیزهایی که در تخصص شماست مثل گیتار باس نباید استفاده کنید. من این کار را انجام دادم. الان هم اگر دیار را گوش بکنید، متوجه می شوید که این موسیقی ریتم ندارد و من با سازهای غیر ضربی و غیر کوبه ای این ریتم را ایجاد کرده ام...»

 

نگاهی به آثار کوروش یغمائی:

گل یخ (مجموعه کارهای قبل از انقلاب تا سال 1357)

پرنده مهاجر

گرگ های گرسنه (سال تولید 1369)

سیب نقره ای (سال تولید 1372)

ماه و پلنگ (سال انتشار 1374)

کابوس (سال انتشار 1378)

آرایش خورشید (مجموعه کارهای محلی استاد کوروش یغمایی)

تفنگ دسته نقره (سال انتشار 1381)

+نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت19:56توسط محسن باباتبار | |

زنده یاد غلامرضا تختی کشتی گیر ایرانی، و در فرهنگ ورزشی ایران، نماد پهلوانی و فروتنی است. تختی در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن به همراه امام علی حبیبی نخستین مدال های طلای تاریخ ورزش ایران در بازی های المپیک را کسب کرد.

او با یک مدال طلا و دو مدال نقرهٔ المپیک، دو طلا و دو نقرهٔ قهرمانی جهان و یک طلای بازی های آسیایی در فهرست برترین های قرن فیلا در جایگاه سیزدهم قرار دارد. او یکی از سه کشتی گیر ایرانی (در کنار امام علی حبیبی و عبدالله موحد) است که در تالار افتخارات فیلا قرار دارد. مزار تختی در ابن بابویه شهر ری قرار دارد.

غلام رضا تختی در محله خانی آباد در جنوب تهران به دنیا آمد. از زندگی او جزئیات تاریخی زیادی در دست نیست. با تبدیل شدن او به یک قهرمان ملی، گاه داستان هایی درباره او نقل می شود که لزوماً صحت تاریخی ندارند. در ایران از تختی به عنوان جهان پهلوان یاد می شود. کتاب های زیادی در وصف او تألیف شده است، فیلمی سینمایی در مورد وی ساخته شده، حتی تندیسی از وی ساخته شده و در میدان تجریش در شهر تهران نصب شده است. به افتخار او هر ساله به بهترین کشتی گیران ایران جایزه غلام رضا تختی اهدا می شود. تختی در طول زندگی خود به کارهای عام المنفعه پرداخت و خدماتی را به محرومین کرد. وی احساس هم فکری با نهضت ملی و خصوصاً نهضت ملی شدن نفت در ایران داشت.


شهاب ایراندوست، حسن كربلایی صادقی، غلامرضا تختی و محمود معزی پور
/ فرستنده عكس: میثم شكری

تختی اولین کشتی گیر ایرانی است که موفق شد در سه وزن مختلف صاحب مدال های جهانی و المپیک بشود: جهانی ۵۱ و المپیک ۵۲ (در ۷۹ کیلوگرم)، المپیک ۵۶، ۶۰، جهانی تهران و یوکوهاما (در ۸۷ کیلو) و جهانی ۶۲ تولیدو در ۹۷ کیلو. وی نخستین ورزشکار ایرانی بود که در سه المپیک مدال گرفت، دست آوردی که پس از او تنها محمد نصیری و هادی ساعی به دست آورده اند.

تختی با ۷ مدال در رقابت های المپیک و قهرمانی جهان رکورددار کسب بیشترین مدال جهانی در میان کشتی گیران ایرانی است. او اولین ورزش کار ایرانی بود که در ۴ المپیک شرکت کرد. امیررضا خادم (از ۱۹۸۸ سئول تا ۲۰۰۰ سیدنی) تنها ورزشکار دیگر ایرانی ست که رکورد شرکت در ۴ المپیک را دارد. روحش شاد و یادش گرامی.

+نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت19:53توسط محسن باباتبار | |

بانی فیلم: ناصر ملک مطیعی گفت: جایزه فرهادی افتخاری برای سینمای ایران است. در غوغای افتخار آمیز جایزه بزرگ سینمایی جهان و موفقیت اصغر فرهادی فیلمساز برجسته ایرانی، همه مردم ایران شادی کردند و اشک ریختند اشکی به پاکی و زلالی فرهنگ و سنت های باستانی کشورمان.

ذوق و استعداد مردم این سرزمین کهن یک بار دیگر موجب سرافرازی و سربلندی گردید برای سینمای ایران افتخاری جاودانه و برای فرهادی گامی بلند و برای مردم دوست داشتنی و هنر دوست، شادمانی ماندگار و ماندنی.

دلم خواست در این شور و حال و تعالی پیشرفت سینمای ملی ادای احترامی داشته باشم به ویژه به همکار قدیمی و از دست رفته عبدالله بوتیمار که جایش در خیل عاشقان سینما خالی است. با درودی فراوان نسبت به آنها که رفته اند امیدوارم سینماگران پر افتخار امروز سینمای ایران، سپاس و حق شناسی و تبریک ما قدیمی ها را بپذیرند.

     

+نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت19:48توسط محسن باباتبار | |

 

به نظرم مي رسيد كه دليل اين موضوع بايد چيزي فراتر از شكل و قيافه باشد. اين بود كه فعاليت هاي اين دو شخصيت را مورد بررسي قرار دادم . رضا كيانيان با اشاره به اين كه برخي از جوانان ما بازيگري را در چهره و قامت مي دانند، مي افزايد: چهره و قامت از موهبت هاي خدادادي است. بازيگري، زحمت هايي دارد كه يك فرد متحمل مي شود تا بتواند بعد از سال ها مشقت، حضوري ماندگار از خود به جا بگذارد. كتاب هاي بازيگري در قاب و ناصر و فردين توسط نشر مشكي منتشر مي شود و برخلاف ساير كتاب هاي اين انتشارات، آنچنان كم حجم نخواهد بود.

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت14:7توسط محسن باباتبار | |

این فیلم نیز استقبال مناسبی داشت. فیلم همای سعادت محصول مشترک ایران و هند فیلمی بود که می توان گفت به لحاظ نویسنده هندی (اگر چه دستیاری ایرانی دارد) موضوعی بکر دارد. در این فیلم سانجیو کمار بازیگر مشهور هند در آن سال ها به ایفای نقش می پردازد. این فیلم نیز با استقبال تماشاچی در ایران و با عدم استقبال در هندوستان مواجه شد. فیلم میعادگاه خشم دیگر فیلم فردین به نویسندگی سیروس الوند و بهزاد فراهانی (افراد آشنای سال های اخیر) بود فیلمی که با بازی ایرج قادری همراه بود. در این فیلم فردین به ایرج قادری می گوید که دیگر در محله کلانتری آمده و جای مرافه و جنگ نیست که به نوعی نفی قیصر گونگی است این فیلم هم با استقبال مناسبی همراه شد فیلم مردان خشن با بازی جمشید مشایخی و هنرمند تئاتر ارحام صدر همراه بود که به کلی از شخصیت علی بی غمی پر هیز می کند.

این فیلم فروش نسبتا قابل قبولی دارد مرد هزار لبخند دیگر فیلم فردین و همکاری مجدد او با سیامک یلسمی بود که آرمان، زری خوشگام و ایرج رستمی نیز در این فیلم به هنر نمایی می پردازند. فیلم درون مایه ای شاد دارد و کلا فیلم قشنگی است و با استقبال مردم روبرو می شود. بازی در فیلم بابا شمل را می توان از بازی های قوی فردین نام برد در حقیقت می توان این فیلم را آخرین فیلم قشنگ فردین نام برد و پس از آن دیگر هیچ فیلم فردین نتوانست بیننده را ارضا کند.

این فیلم دومین فیلم علی حاتمی کارگردان بزرگ سینما است که مانند فیلم قبلی او ریتمیک ساخته شده است. فیلم فیلم قشنگی است بازیگرانی مانند ناصر ملک مطیعی و فروزان نیز بر جذابیت های آن می افزاید. اگر چه پیش بینی می شد این فیلم با فروش خوبی همراه همراه باشد ولی یک نقطه ضعف از بروز این امر جلوگیری می کند و آن همراهی تمامی فیلم با ریتم و آهنگی یکسان بود که اعصاب بیننده را آزار می داد.

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت14:2توسط محسن باباتبار | |

 

قدیمی ها: زنده یاد روح الله داداشی از قوی ترین مردان جهان در درگیری با اشرار به قتل رسید. وی همیشه در ختم هنرمندان قدیمی و مراسم های خیریه حضور به هم می رسانید.

مراسم یادبود وی روز یکشنبه ساعت 6 الی 8 بعدظهر در کرج، میدان طالقانی سالن شهید نجات فلاح برگزار می گردد.

روح الله داداشی متولد سال 1360 بود و در دوران فعالیت ورزشی خود ۷ دوره قهرمانی کرج، ۲ دوره قهرمانی تهران، ۲ دوره قهرمان ایرانی در رشته پرورش اندام و در قویترین مردان یک دوره چهارم ایران، ۲ دوره سوم ایران یک دوره قهرمانی کشور، ۲ دوره قویترین مردان آهنین، یک دوره سوم جهان و یک دوره  اول جهان را در کارنامه داشت.

در آخر به خانواده داداشی، ورزش دوستان و دوست عزیزمان شهرام ناصری که یکی از دوستان صمیمی روح الله داداشی است تسلیت می گوییم.

قصه مرگ تو رو ناگه شنیدن زود بود

در فراغت جامه اندر تن دریدن زود بود

اخر ای یار همه ای مظهر مهر و وفا

در دیار جاودان منزل گزیدن زود بود

زنده یاد روح الله داداشی


زنده یاد روح الله داداشی


زنده یاد روح الله داداشی


زنده یاد روح الله داداشی بر مزار فردین

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت14:46توسط محسن باباتبار | |

ناصر رستگار نژادمصطفی موحدی: ناصر رستگار‌نژاد متولد سوم اردیبهشت ۱۳۱۸ در شهر رشت است. موسیقی را از سال های کودکی آغاز می کند و آن را از ۱۴ سالگی نزد کریم سرخوش و پس از او نزد پسرش ابراهیم سرخوش یاد می‌گیرد.

در ۱۷ سالگی اولین ترانه خود را برای احمد ابراهیمی از خوانندگان آن زمان رادیو می سازد‌. پس از آن با تشویق استادش آهنگ شب های میگون را برای خانم غزال (لیلی قوانلو‌) ساخت. سپس به ساخت ترانه های بیشتری در رادیو نیرو هوایی و رادیو ایران ادامه داد و عضو شورای نویسندگان رادیو ایران شد‌. او طی مدت نسبتن کوتاه فعالیت هنری خود در حدود ۳۸۰ ترانه تصنیف کرد که توسط بسیاری از خوانندگان مشهور آن دوران مانند: ویگن، پوران، دلکش، الهه‌، جبلی، مهرپویا‌، شمس و ... اجرا شد.

رستگار‌نژاد دوست صمیمی مرحوم پوران و همسر اول او عباس شاپوری‌، ‌آهنگ ساز و سازنده چند ترانه مشهور مانند نیلوفر بود و به واسطه همین دوستی چندین ترانه مشهور پوران از ساخته های او است. ترانه هایی مانند‌: خزر، طلیعه، افسونگر، شانه و شب بود، بیابان بود  و ... ترانه ی مهتاب، رقیب، شانه، به خاط تو، گلی به جمالت و ... با صدای ویگن نیز از کارهای رستگار نژاد است .

در اوایل دهه ۶۰ میلادی فستیوال موسیقی ملل در ایران و در تالار رودکی برگزار شد‌. از جمله مدعوین، پرفسور هنری کاول رییس بخش موسیقی دانشگاه کلمبیا بود‌. ناصر رستگار‌نژاد به خاطر آشنایی با زبان انگلیسی عهده دار میزبانی او می شود‌. هنری کاول شیفته کارهای رستگار‌ نژاد و اطلاعات او در زمینه موسیقی می‌شود. از او درخواست می‌کند تا برای تدریس و سخنرانی به آمریکا بیاید‌. مدتی بعد استاد به علت درگیری با یکی از مقامات آن روزگار جلای وطن می‌کند و به اتریش و نزد لوریس چکناوریان می‌آید.

 پس از آن در دسامبر سال ۶۳ به آمریکا و دانشگاه کلمبیا آمده و برای مدت شش ماه میهمان آن دانشگاه بوده است‌. او کنسرتی نیز در کارنگی هال نیویورک اجرا کرد که بلافاصله از طرف محمود فروغی، سفیر وقت ایران در آمریکا مورد قدردانی قرار می گیرد و روزنامه نیویورک تایمز نیز با انتشار مطلبی از وی تمجید می‌کند.

رستگار ‌نژاد از آن تاریخ تا‌کنون ساکن آمریکا است و طی این مدت در دانشگاه های کلمبیا‌، نیویورک و پرینستون به تدریس ادبیات و موسیقی ایرانی اشتغال داشته است و تقدیر‌نامه های زیادی از دانشگاه ها و روزنامه ها و مجلات معتبر دریافت داشته است‌.

رستگار ‌نژاد این ایام روز های آرامی را در شهر کوچکی در شمال کالیفرنیا می‌گذراند‌. پس از مهاجرت اش با آن که بارها از او خواسته شده و به او اصرار کردند دیگر آهنگ نساخته است. به جز آلبومی به نام چشمان سیاه که آن را به علت خواهش یک دوست قدیمی ساخت و از دنیای موسیقی کناره گرفت. بگذریم که دل خوشی هم از ترانه سرایی های جدید ندارد‌.  او بسیاری از ترانه های جدید را مبتذل و بی محتوا می‌داند‌. او این روزها بیشتر وقت اش را صرف کلاس ها و جلسات تفسیر شعر بزرگان ادبیات ایران می‌کند‌.

سر انجام این که استاد ناصر رستگار‌نژاد علاوه بر آنکه پنجه چیره در نواختن سنتور دارد، غزل های زیبایی نیز می‌سراید و با نام رستی تخلص می‌کند‌. از جمله شعری که در جواب شعر زیبای سیمین بهبهانی درباره صفحه قدیمی گرامافون سرود و باعث شد خانم بهبهانی در جواب اش بگوید: ... شعرت را خواندم و حیرت کردم که چرا با این قدرت و با این ذوق سرشار آنقدر کم کار می‌کنی و کم منتشر می‌کنی ...

مطلب را با چند بیت از همان شعر به پایان می‌بریم و برای این استاد عزیز آرزوی طول عمر و سعادت می‌کنیم.

قاصدک بگوی به سیمین شعرهای تازه بگوید‌

ببینمش که رخش سخن را می‌رود به قله رساند

بوسه زن به رویش و برگیر از دلش غبار زمانه

باز هم ز صفحه لاکی التماس کن که بخواند

صفحه شکسته لاکی جان من فدای صدایت

بی‌تو هرچه هست سکوت است این فقط صداست که ماند

ذوق نیمه خامش (رستی) از تو جان تازه گرفته است

تا مگر سخن به درستی در مقام شعر نشاند

 

شب بود، بیابان بود

اکثر ترانه های ناصر رستگار نژاد تجسمی و تصویری است و به راحتی می توان آنها را مجسم کرد‌. یکی از بارزترین مثال‌ها برای این‌گونه آهنگ‌ها ترانه شب بود، بیابان بود است که از ترانه های مشهور آن روزگار بود و استقبال زیادی از آن شد‌. او در ‌مورد حال و هوای سروده شدن این ترانه چنین می‌گوید‌: شبی با خانمی در بیرون از شهر بودیم و باران سختی می‌بارید‌. کتم را از تن در آوردم و او را که احساس سرما می‌کرد پوشاندم‌.

او ادامه می دهد: حالتی که آن شب بر ما گذشت باعث ساخته شدن این ترانه شد که با صدای پوران اجرا شد و بعدها فریدون فرخزاد ـ بدون اجازه من ـ آن را بازخوانی کرد‌.  این ترانه اجرا های متفاوتی توسط خانوم پوران در متن ترانه داشته که به نظر می رسد برای ‌جلوگیری از برداشت های احتمالی اعمال شده است.

شب بو، بیابان بو، زمستان بو

بوران بو، درنده فراوان بو

من بوم و می دلبر جانان بو

از سردی می دوش رو بی جان بو

...

اجرای رادیو ملی ایران:

شب بود و تاریک و بیابان بود

باران است، سرمای زمستان بود

یارم در آغوشم هراسان بود

از سردی افسرده و بی جان بود

در فکر آن سیمین بر خوشگل

...

نسخه ضبط شده روی صفحه :

شب بود بیابان بود زمستان بود

بوران بود سرمای فراوان بود

یارم در آغوشم هراسان بود

از سردی افسرده و بی‌جان بود

در فکر آن سیمین‌بر خوشگل

از جسم و جان خود بودم غافل

می‌کوشیدم بهرش از جان و دل

می‌بردمش با خود سوی منزل

گیسویش از باد و باران گشته آشفته

در مویش گویی مروارید غلتان سفته

طی شد راه دشوار، آخر بر من و یار

با بوسه ای گرمی به او دادم

با لب های چون قند، بر رویم زد لبخند

برد آن همه رنج و غم از یادم

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت14:29توسط محسن باباتبار | |

بهمن مفیدشوکا صحرایی: بهمن مفید در سال ۱۳۲۱ در تهران به دنیا آمد. پدرش غلامحسین مفید از اولین بازیگران تحصیل کردۀ تئاتر بود و با موسیقی سنتی ایران آشنایی کامل داشت و ویولن را به خوبی می نواخت.

برادر بزرگترش، بیژن مفید، علاوه بر نویسندگی و کارگردانی تئاتر بازیگر، شاعر و آهنگساز بنامی بود. بهمن موسیقی را در کودکی از پدر آموخت و در همان سال ها به همراه او به روی صحنه رفت. پدرش شیفتۀ شاهنامه بود. اغلب نمایشنامه هایی را که به روی صحنه می برد، برگرفته از وقایع شاهنامه بود که خود برای صحنه تنظیم کرده بود و بهمن نیز در اغلب آنها بازی می‌کرد.

هنوز دانش‌آموز دبیرستان بود که گروه تئاتر مفید را تشکیل داد و اولین اجرای نمایشنامۀ رستم و سهراب، بیژن و هومان را به کارگردانی خودش در دبیرستان قوام روی صحنه برد. بهمن پس از گرفتن دیپلم و رفتن به سربازی در چند نمایشنامه به کارگردانی شاهین سرکیسیان بازی کرد. او در نمایشنامه‌هایی که برادرش بیژن برای رادیو تهران ساخت، شرکت کرد و هنر و صدایش در بین شنوندگان رادیو شناخته شد. همزمان با این کارها، بهمن با گروه هنر ملی نیز همکاری داشت.

هنگام افتتاح تالار رودکی که با حضور شاه و شهبانوی وقت صورت گرفت، بهمن در بالۀ زال به کارگردانی منیژه وکیلی و با صدای او و حسین سرشار، نقش زال را مقابل افسانه دیهیم (در نقش رودابه) ایفا کرد. بهمن برای ایفای این نقش مدتی هم آموزش رقص دیده بود.

در همین ایام، تمرینات نمایشنامۀ شهر قصۀ بیژن مفید آغاز شد. تمرینات شهر قصه، که شامل کلاس های مختلف، از فن بیان گرفته تا تمرینات بدنی و آموزش تئاتر و زبان انگلیسی بود، ماه ها به طول انجامید. در تمام طول این مدت بهمن در کنار برادر بود. در تهیۀ نوار صدا بیژن و بهمن کلیه پرسناژها را با صدای خود اجرا کرده بودند. در ضبط نهایی، صدای بز، قاطر، خرس، آواز حمومی، فیل و البته صدای به‌یادماندنی رمال صدای بهمن است. همچنین در دورۀ دوم اجرای نمایشنامۀ شهر قصه که در سالن اطلاعات بانوان جنب استادیوم امجدیه که به مدت پنج ماه به روی صحنه بود، نقش فیل را هم بازی کرد. همزمان با بازی در نمایشنامۀ شهر قصه، کیمیایی پیشنهاد بازی در فیلم قیصر را به او داد و صحنه های فراموش نشدنی قهوه خانه که توسط خود او ساخته شده بود، گرفته شد.

او از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ در فیلم‌های بسیاری، از جمله قیصر، داش آکل، سوغات طوطی و جوجه فکلی بازی کرد. در سال های اول انقلاب در فیلم فریاد مجاهد نقش آفرید و با ممنوع شدن فعالیت بسیاری از بازیگران، بهمن به آمریکا رفت و در آن جا به بازی در نمایشنامۀ ماه و پلنگ، عقاب و روباه بیژن مفید پرداخت و با اردوان، برادر دیگر خود، نمایشنامۀ هفت دروازه را دور آمریکا به روی صحنه برد. بهمن مفید پس از ۱۷ سال به ایران بازگشت و فقط در چند فیلم و سریال عروسکی گویندگی کرد.

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت13:57توسط محسن باباتبار | |

محمدعلی فردین (زاده: 1309خ/1930م در تهران - درگذشت 18 فروردین 1379خ/6 آوریل 2000م در تهران) با نام هنری فردین از هنرپیشگان برجسته سینمای ایران در دهه سی خورشیدی بود.

وی که تحصیلات متوسطه داشت بجر فعالیت هنرپیشگی قهرمان کشتی ایران در مقام دوم المپیک نیز بود. وی به علت ایست قلبی درگشت.


فردین فعالیت در سینما را با فیلم چشمه آب حیات (1338) آغاز کرد و آخرین فیلمی که در آن ایفای نقش کرده فیلم "برزخی ها" محصول سال 1361بود.

فردین شخصی نیکوکار بود. او کلیه هزینه کفن و دفن جهان‌پهلوان غلامرضا تختی را تقبل کرد و در در دوره‌ای، دستمزد بازیگری‌اش را برای تهیه جهیزیه به یک دختر داد که اینگونه نیکوکاری‌ها پس از درگذشت او مطرح و شناخته شد.

محمدعلی فردین در فروردین ۱۳۷۹، در ۷۰ سالگی چشم از جهان فروبست. به فاصله اندکی چهار کتاب درباره او منتشر شد.

نام همسر فردین، مهری خمارلو است که هم‌اکنون درگذشته است.

برخی از فیلم های مطرح وی عبارتند از:

 
فردین (سمت راست) در صحنه‌ای از فیلم گنج قارون
 
  • گنج قارون (1344 خورشیدی).
  • سلطان قلب‌ها (1346)
  • میعادگاه خشم (1345)
  • مردان خشن (1350)
  • جهنم به اضافه من (1351)
  • غزل (1355)
  • سلام بر عشق (1353)
  • قصه شب (1352)
  • ایوب (1350)
  • کوچه مردها (1349)
  • خشم کولی (1347)
  • یک خوشگل و هزار مشکل
  • راز درخت سنجد
  • همای سعادت
  • مرد هزارلبخند
  • بابا شمل
  • مردانه بکش
  • قصر زرین
  • دنیای پرامید
  • سکه شانس
  • یاقوت سه‌چشم
  • مردی از جنوب شهر
  • کوچه مردها
  • آقای قرن بیستم (۱۳۴۳)
  • مسیر رودخانه
  • دهکده طلایی
  • ترانه‌های روستایی
  • جهنم زیر پای من
  • انسانها
  • قهرمان قهرمانان
  • ببر کوهستان
  • خوشگل خوشگلها
  • موطلایی شهر ما
  • امیر ارسلان نامدار
  • گدایان تهران
  • طوفان نوح
  • شکوه جوانمردی
  • مردی از تهران
  • طوفان بر فراز پاترا
  • دوقلوها
  • چرخ و فلک
  • فردا روشن است
  • بیوه‌های خندان (۱۳۴۰)
  • دختری فریاد می‌‌کشد (۱۳۴۰)
  • طلای سفید (۱۳۴۱)
  • گرگ های گرسنه (۱۳۴۱)
  • زمین تلخ (۱۳۴۱)
  • زن‌ها فرشته‌اند (۱۳۴۲)
  • عشق و انتقام
  • برزخی‌ها

فردین (سمت راست) به همراه گوگوش

فردین و گوگوش 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت13:48توسط محسن باباتبار | |

 محمدرضا شجریان و علیرضا افتخاریعلیرضا افتخاری در آستانه دومین همایش كار آواها و آیینهای موسیقیایی كار با انتقاد از شرایط فعلی موسیقی، از هنرمندان فعال این حوزه خواست تا فضای دوستانه ای را در موسیقی كشور ایجاد كنند.

وی با بیان این مطلب افزود: به نظر من در برگزاری چنین نشست هایی  باید ابتدا به فكر ایجاد فضای دوستانه و همدلی میان هنرمندان موسیقی بود؛ مساله ای كه متاسفانه در سال های اخیر شكل موثر خود را از دست داده و باعث دوری هنرمندان از یكدیگر شده است.

از نظر من دوستی و همدلی مهم ترین مقدمه برگزاری چنین همایش هایی ست. اما وقتی عده ای از افراد بعضی ها را دشمن می پندارند، یكی را استاد می نامند و دیگری را شاگرد، چه انتظاری از اعتلای جریان موسیقی می توان داشت؟ آیا در زمان هایی كه هنرمندان بزرگی در عرصه موسیقی فعالیت می كردند، این نوع رفتارهای ناشایست وجود داشت؟

وی گفت: در زمانی كه ما در محضر استادانی چون جلال تاج اصفهانی، حسین خواجه امیری، اكبر گلپایگانی، ناصر مسعودی بودیم، آنچه برای این هنرمندان نامی موسیقی ایران مهم بود، اخلاق بود. اما متاسفانه در این دوران یك سری بازی ها در عرصه موسیقی به راه افتاده كه شان موسیقی ایران را به نازل ترین شكل ممكن خود در آورده است. بنابراین با وجود تلاش هایی كه انجام می گیرد،به طور حتم نمی توان شاهد اتفاقات ثمربخشی در عرصه موسیقی باشیم.

این هنرمند ادامه داد: ما برای دل مردم می خوانیم ، ما آمده ایم تا در دل مردم حضور داشته باشیم  و  در این فضای وانفسا با شعر و موسیقی ایرانی در حد و توانایی خود در خدمت مردم باشیم. من امیدوارم این نوع اخلاقی كه در جریان موسیقی كشورمان حاكم است از منیت ها و غرورها دور شده و ما خود را تافته جدا بافته از یكدیگر و بهتر از هم ندانیم.

وی با بیان این كه صداقت، اصلی ترین عنصر پیشرفت در هنر موسیقی ایرانی ست، گفت: ما باید صداقت داشته باشیم و با مردم باشیم و همواره به این سوال فكر كنیم كه آیا قدمای ما با كلك  و فریب می خواندند؟ آیا آن هایی كه با شكوه می خواندند، این چنین برای ویران كردن موسیقی ایرانی تلاش می كردند؟ اینها را باید گفت و به هنرمندان جوان و تعدادی دیگر از هنرمندان فعال موسیقی تاكید كرد كه برخی از آوازهایی كه ما اكنون شنونده آن هستیم، آن چیزی نیست كه در علم موسیقی وجود دارد. من یادم می آید زمانی مردم برای شنیدن از فلان هنرمند خواننده از رادیو از ساعت ها قبل در كنار گیرنده های خود  انتظار می كشیدند تا آواز و هنرنمایی هنرمندان موسیقی را از دست ندهند. اما آیا اكنون هم ما شاهد چنین رویكردی هستیم؟

افتخاری تصریح كرد: باور كنیم كه مردم شریف ایران زمینه موسیقی ایرانی را كاملا می شناسند و می توانند موسیقی خوب و بد را از هم تمایز دهند. پس بیاییم در كنار یكدیگر به فكر چاره ای باشیم تا بار دیگر موسیقی علمی و با كیفیت ایرانی بازهم در جریان هنری كشور طنین انداز شود.

خواننده آلبوم های ماندگاری چون سرو سیمین، خروش بحر، عطر مهر، شكوه عشق و نیلوفرانه درباره یادگیری  آواز نكاتی اشاره كرد و گفت: بسیاری از دوستان می پندارند كه من از شاگردان آقای شجریان هستم. در حالی كه این طور نیست چرا كه من از شاگردان زنده یاد استاد تاج اصفهانی هستم كه در جوانی به محضر ایشان برای یادگیری آواز رفتم. در مورد آقای شجریان هم باید بگویم كه ایشان در زمانی از صدای من خوششان آمد و من مدتی با رفت و آمد در منزلشان با این هنرمند در ارتباط بودم.

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت13:29توسط محسن باباتبار | |

پروانه امیرافشاری در 1323در تهران به دنیا آمد. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان مالک ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری روح انگیز بنان ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد .
حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خودبا نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت.
وی دو سال بعد در سن ۱۸ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد. در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از بیژن ترقی به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است .وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت حود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می‌‌شناسد و اینکه آوازه خوان بودن دختر خود را دور از شان خانوادگی خود می بیند همه صفحات موجود در بازار تهران را خریداری کرده و در خانه خود انبار می کند و طلاق دختر خود را از همسرش می‌‌گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می‌‌کند.
بعد یک سال در طی یک سفر اروپایی که برای جناب امیرافشاری پیش می‌‌آید حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود به کار خود ادامه میدهد(توضیح : دومین اثر مشترک حمیرا ، تجویدی و ترقی ترانه ایست به نام " سرگردان" در گوشه ی موالیان ازگوشه های مهجور دستگاه همایون . پشیمانم بعدا ساخته شد که به دلیل مدولاسیون زیبایی که از همایون به سه گاه تغییر مقام می دهد و باز میگردد باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. منبع مطالب داخل پرانتز : سخنان زنده یاد استاد تجویدی)
پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌‌کند. صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب‌ترین نوع صداها می‌‌باشد .ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی ار بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نورسیده مراتنها نگذاری پنجره‌ای به باغ گل و ... اجرا کرده است.
وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد شد همسر سوم وی که تا جر کراوات بود بعد از انقلاب عملا بیکار شد و بیمهری وی به حمیرا روز به روز بیشتر شد. حمیرا تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان در تهران به یکی از شهرهای شمالی نقل مکان کرد ولی نتاسفانه باز از طرف عناصر تندرو مورد اذیت و آزار قرار می گرفت لذا به ناچار بی آنکه مورد حمایت همسرش باشد به تنهایی و بصورت ناشناس با گریم در قالب یک پیرزن زشت رو با دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در امریکای مرکزی رفت. وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد. به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود. شوهر وی در این میان بدون توجه به همسر و فرزندش مستقیما به امریکا مهاجرت کرد .حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میرافشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و با حمایت احمد مسعود کار هنری خود را از سر گرفت .و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت .وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی می‌‌کند.

حمیرا :::خواننده

نوع صدا و سبک موسیقایی
صدای ایشان دارای قابلیت سوپرانو را دارد که از نوع کمیاب ترین صداها می باشد. او در ضمن تنها بانوی آوازه خوان ایرانی ست که شش دانگ کامل صدا را دارا می باشد. با تکیه بر نظر اساتید اهل فن حمیرا از محدود هنرمندانی ست که یک شبه ره صد ساله را پیموده است و با ارائه یک اثر با نام صبرم عطا کن تمامی هنرمندان شهرت یافته پیش از خود همچون عصمت باقرپور مشهور به دلکش و اشرف السادات مرتضوی مشهور به مرضیه و خاطره پروانه و هنگامه اخوان و پریسا را در سایه قرار داده و سبک نوی در موسیقی سنتی ایران که بعدها توسط اساتید موسیقی اصیل به نام حمیرایسم مشهور شد را در موسیقی کلاسیک رو به افول دهه چهل خورشیدی پایه گذاری کندو طراوت و تازگی خاصی به موسیقی سنتی ایران ببخشدو مهمتر از آن توانسته اند در طول چهل سال فعالیت هنری همیشه در اوج بمانند و جز چند سوپراستار مطرح موسیقی ایران باشند .

 آهنگسازان
برخی از آهنگسازان نامی که با وی همکاری نموده اند عبارتند از: استاد علی تجویدی - استاد پرویز یاحقی - استاد اسدالله ملک - استاد کامل علی پور - استاد محمد حیدری - استاد محمدجلیل عندلیبی - حسن شماعی زاده - بابک رادمنش - کاظم رزازان - صادق نوجوکی - استاد فضل الله توکل - استاد انوشیروان روحانی.

ترانه سرایان و شاعران آثار
حافظ - مولوی - بابا طاهر عریان - استاد رهی معیری - استاد بیژن ترقی - هما میرافشار - لیلا کسری مشهور به هدیه - جلیلی بیدار - عماد خراسانی - کمال خجند - گلچین معانی - معینی کرمانشاهی

 لیست آثارکلاسیک ماندگار
(استاد تجویدی : صبرم عطا کن ، سرگردان ، پشیمانم ، بادلم مهربان شو، دنبال دل ، دیگر چه خواهی، شهنشاها، وقتی که عشق میاد، بازم آفتابی میشه ، دور از دیار ) به یاد روح انگیز . بگو چه بگویم . . مرانفریبی . هدیه عشق - بهار نورسیده بهار عشق من - محبت - ساز خاموش - دل خونه - محمد - درویشان - از دست عشق- بی وفایی - الهی بمیری --به خاطر تو - آهنگ محبت - می عاشقانه - گلهای تازه شماره 145 با هم خوانی استاد محمودی خوانساری. و...

 لیست آثار ماندگار پاپ
دریا کنار - پیرت بسوزه عاشقی - سرگردان - ده بهار - بی قرار - شمال - کوچ - امید - اینه دنیا - عالم عشق -هم زبونم باش - مسافر غریبه - ای دادبیداد - چوبکاری -در جستجو -

+نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت14:11توسط محسن باباتبار | |

سياوش قميشي متولد 21 خرداد ماه 1324 هجری شمسی برابر با 11 june سال 1945 میلادی صادره ازاهواز به شماره ی شناسنامه ی 173 می باشد . پدرش مصطفی قمیشی در شهر دزفول و در روستایی به نام « قمیش » زندگی می کرده است و اصلا متعلق به همانجا می باشد ؛ اکنون فوت شده و در آرامگاه شاه عبدالعظیم در شهر تهران آرمیده است . رود دز از میان شهرستان دزفول می گذرد . در قدیم برای آب رسانی در شهر دزفول در زیر زمین تونل هایی حفر میشد که آب را به تمام نقاط شهر می رساند . در محل های مخصوصی زمین را حفر می کردند تا به این تونل برسند که به این محل ها قمیش ( قمش ) می گفتند .


این قمیش ها تا دهه چهل خورشیدی مورد استفاده مردم برای نوشیدن ، شستشو و ... بوده است و پس از آن به علت گسترش لوله کشی مسدود و در حال حاضر آبی در آنها جاری نمی باشد . اکنون نیز روستاهای زیادی با این نام موجود هستند که به عنوان مثال می توان از « قمیش » ، « قمیشانه » ، « قمیش اصلان » و « قمیش حاجیان » و ... نام برد . سياوش قميشي کوچکترین فرزند خانواده ی خویش است و دارای دو برادر به نام های سیامک و سیروس و یک خواهر به نام سیمین می باشد . او نزدیک به 9 ماه بیشتر نداشت که خانواده اش تصمیم گرفتند راهی تهران شوند و به همراه این تغییر محل زندگی ، سیاوش قمیشی نیز توسط خانواده به تهران آورده شد . مادرش به آموختن موسیقی می پرداخت ، پیانو می نواخت و خانمی به نام اُلگا ( که تباری روس داشت ) به وی آموزش میداد


. سیاوش که حدود 6 سال بیشتر نداشت از شنیدن صدای نواختن آنها لذت بسیاری می برد و در عین کودکی و با اینکه پایش به پدال های پیانو نمی رسید به پشت ساز مادرش ( پیانو ) می نشست و در عالم بچگی با پدال های آن بازی می کرد . در حین همین بازی ها و به همراه صداهائی که از این ساز خارج میشد احساس خوبی به وی دست میداد و همانجا بود که سیاوش به موسیقی علاقه ای ویژه پیدا کرد . خانواده ی سياوش قميشي که علاقه ی او را به موسیقی درک کرده بودند خانمی را برای تعلیم به وی استخدام کردند و او چهار سال زیر نظر این معلم به آموختن زیر و بم موسیقی پرداخت . بعدها گیتاری برایش تهیه کردند و سیاوش از ده سالگی ، شخصا و بدون این که معلمی داشته باشد به نواختن گیتار مشغول شد و در مدت کوتاهی توانست به آن مسلط شود .


آن چه از دوران کودکی به نیکی باقی در ذهن سیاوش مانده نوروز ، ماهی قرمز و شمردن پول های عیدی است . کلاس هفتم و هشتم را در تهران و در مدرسه ی البرز به درس خواندن مشغول شد و در همان دوران با کوروش یغمائی صمیمیت فراوانی پیدا کرد . این دو در خلوت دوستانه ی شان به خواندن و نواختن می پرداختند و بعد ها نیز همکاری بیشتری با هم پیدا کردند . سياوش قميشي در سن 12سالگی به آن مرحله رسیده بود که می توانست هنر موسیقی اش را در مقابل عموم به نمایش بگذارد . به همین جهت به همراه بندی اجرای موسیقی را شروع کرد . بعد از یک سال چنان پیشرفت خوبی حاصل کرد که از سیزده سالگی در مُتل قو با ارکستری که مخصوص به خودش بود آهنگ های خواننده های معروف آن زمان ( مانند بیتلز و ... ) را می خواند و از این طریق کسب در آمد می نمود . آهنگ قایقران اولین تجریه ی آهنگ سازی سياوش قميشي در سن ( 14 سالگی ) بود ، آهنگی که توسط خواننده ای به نام ضیا خوانده شد . پدر سیاوش قمیشی با گرایش او به سمت موزسیقی مخالف بود و از اینکه پسرش چنین راهی را انتخاب کرده راضی به نظر نمی رسید . به همین علت سیاوش مجبور شد راهش را به تنهایی ادامه دهد و مسیر زندگیش را خودش انتخاب نماید



 
زمانی که سیاوش در ایران به موسیقی می پرداخت ، برادر و خواهرش در انگلستان به تحصیل مشغول بودند . داستان از این قرار است که وقتی برادرش در فصل تابستان برای دیدار خانواده به تهران آمد به سياوش قميشي پیشنهاد داد که همراه او به انگلستان برود و هنرش را در آنجا دنبال نماید . سیاوش نیز پیشنهاد وی را پذیرفت . این چنین شد که سياوش قميشي در سال 1959در حالی که هنوز به سن چهارده سالگی نرسیده بود با خوشحالی و شادمانی به نزد برادر و خواهرش در لندن رفت و در انگلستان سکنی گزید به مدت یک سال در کنار برادرش زندگی کرد اما طرز فکر آنها زیاد با هم متناسب نبود ؛ ( سیاوش زیاد به کلاب می رفت و موزیک گوش میداد و این نوع زندگی مورد تائید برادر و خواهرش نبود ) . به علت همین عدم تفاهم بعد از مدتی از برادرش جدا شد و شخصا به زندگی پرداخت . در سال های 1961 تا 1962 ، حضور او در انگلستان مصادف با زایش گروه های معروف و قدرتمند موزیک مانند بیتلز بود که مسلما تاثیر شگرفی در رشد و شکوفایی هنر وی داشته است . دیپلمش را از high school ( دبیرستان ) در لندن گرفت و بعد از آن به royal academy of arts رفت و تحصیلش را در رشته ی classical jaaz ادامه داد .

composition خواند و مدرک arrangment از academy of artsroyal اخذ نمود . او با با اعضاء گروه هایی که کنسرت اجرا می کردند دوست بود و همین دوستی باعث شد که بعد از مدتی فعالیت خود را با یکی از همین گروه ها آغاز کند . داستان از این قرار بود که سیاوش ساز می نواخت و اعضا ارکستری که با او دست بودند از این موضوع اطلاع داشتند و وقتی گیتاریست یکی از همین ارکستر ها مریض شد و مدت ها بود که کسی را به عنوان جانشین وی پیدا نمی کردند از سياوش قميشي درخواست نمودند تا جایگزین وی شود و این چنین رسما پیشنهاد همکاری به او دادند .ا ین همکاری بسیار خوب شروع شد و پایه گذاری مناسبی بود . سیاوش همکاری خود را به مدت سه سال با این ارکستر ( که insects نام داشـت ) ادامه داد و بعد از آن به مدت چهار سـال با گروهی به نام wingers به ادامه ی فعالیت پرداخـت و سرانجام خودش ارکستر مخصوص خودش را پایه گذاشت ؛ ارکستری که جز خودش باقی نوازنده های آن غیر ایرانی بودنـد .


وظیفه ی سياوش قميشي در این بند خوانندگی بود و در عین حال به نواختن گیتار هم می پرداخت . بعد از مدتی کیبوردیستشان به دلایلی ارکستر را ترک کرد و سیاوش از آن موقع مسئولیت نواختن کیبورد را نیز پذیرفت و جای خالی کیبوردیستِ رفته را پُر کرد . زندگی سیاوش به همین شکل می گذشت . تا اینکه در سال 1971 یعنی نزدیک به 12 سال بعد و در سن بیست و پنج سالگی تصمیم گرفت محل زندگیش را به تهران تغییر دهد و عازم ایران شود . پس با این تصمیم راهی کشورش ایران شد . در این میان چندین بار به لندن رفت و برگشت . در همین حین همکاری بیشتری نیز با کوروش یغمائی پیدا کرد . بعد از ورود به ایران بندی به نام stars تشکیل داد و در آن گروه به بازخوانی آهنگ های خارجی پرداخت . بعد ها در کنار شهرام شب پره ، کامبیز معینی و همایون جلالی ، در گروهی به نام rebels به همکاری پرداخت . مسئولیت سياوش قميشي در این بند خواندن آهنگ های slow بود و شهرام شب پره آهنگ های تند را اجرا می نمود .


در همین اثنا سیاوش با شرکت رنگارنگ همکاری نزدیکی پیدا کرد و برای این شرکت آهنگ می ساخت که « وارطان آوانسیان » آهنگ هایش را برای اجرا در اختیار خوانندگان مختلفی قرار میداد و چون سياوش قميشي قبل از خواندن آهنگش توسط خواننده ها ، خودش نیز آنها را اجرا می کرد ، به شدت مورد توجه آوانسیان قرار گرفت و این گونه شد که آوانسیان بعد از انقلاب مجموعه ی آثار سیاوش را به صورت مستقل منتشر کرد


سیاوش تا سن 34 سالگی در ایران بود تا اینکه انقلاب صورت گرفت و او نیز شرایط را برای ماندن محیا ندید به همین علت در سال 1978 به آمریکا رفت و در شهر لس آنجلس مشغول به زندگی شد . او در ایران با شخصی به نام « جمال نادر » آشنا شده بود که هر دو می نواختند و می خواندند و وقتی به لس آنجلس رفتند تصمیم گرفتند با همکاری هم آلبومی منتشر کنند . پس با همکای یکدیگر کار روی آلبوم « فرنگیس » را شروع و برای آماده شدنش یک سال و نیم وقت صرف نمودند و در نهایت توانستند در سال 1981 آن را روانه ی بازار نمایند .
در آن دوران کمپانی خاصی برای پخش این آلبوم وجود نداشت به همین علت این آلبوم توسـط مردم کـپی و دسـت به دسـت می شد . اما بـعد ها توسـط چهـار کـمپانی : « آرت کو » ، « آواز » ، « ترانه » و « پارس ویدئو » منتشر شـد که با فـروش بسـیار خوبی نیز روبرو گردیـد . سياوش قميشي تاکـید می کند که ارائه ی آلبـوم « فرنگیس » تنها برای سرگرم شدن بوده و او قصد نداشته است تا با این آلبوم تبدیل به یک خواننده شود اما وقتی که در سال 1992 « مسعود فردمنش » به او پیشنهاد داد که کاری مشترک ارائه دهند و چندین شعر ( که بارز ترین آنها به گفته ی سیاوش پرنده های قفسی بود ) در اختیار سیاوش قرار داد انتشار آلبوم جدید را قبول کرد . به این ترتیب سياوش قميشي از سن 49 سالگی رسما خوانندگی را آغار نمود و آلبوم « حکایت » را منتشر ساخت که مورد توجه بسیار زیادی قرار گرفت .


درخواست مردم و کمپانی ها بعد از آلبوم « حکایت » و استقبال پرشوری که از آن صورت گرفت ، باعث شد که او حرفه ی خوانندگی را ادامه دهد و علاوه بر آلبوم فرنگیس 13 آلبوم دیگر نیز روانه ی بازار موسیقی نماید که این آلبوم ها شامل : « خواب بارون » ، « حکایت » ، « تاک » ، « قصه گل و تگرگ » ، « شهر خورشید » ، « قصه امیر » ، « هوای خونه » ، « قاب شیشه ای » ، « شکوفه های کویری » ، « حادثه » ، « نقاب » ، « بی سرزمین تر از باد » ، « روزهای بی خاطره » هستند . سياوش قميشي خوانندگی را بسیار دیر شروع کرد و در یکی از مصاحبه هایش در این مورد گفت که زیاد از شغل خوانندگی یا لااقل در حد میکروفون بدست گرفتن و زنده اجرا کردن خوشش نمی آید ولی به خاطر طرفدارانی که منتظر شنیدن صدای وی هستند به ارائه ی کنسرت می پردازد .


او زیاد به رفت و آمد با مردم لس آنجلس نمی پرداخت و در مورد این عدم رفت و آمد و دوری خویش از محیط لس آنجلس « گرفتاری ها » و تنها دلیلش را برای ماندن در لس آنجلس « انجام کارهایش » عنوان می کرد . بعد از آلبوم « نقاب » همه ی توجه ها به طرز ویژه ای به او معطوف شد ، به طور صعودی بر طرفدارانش افزوده گردید و کنسرت هایش رو به فزونی نهاد . سياوش قميشي 5 بار ازدواج کرده است و حاصل این ازدواج ها تنها یک فرزند از اولین همسر اوست . نام پسرش علیرضاست که در شیراز زندگی می کند و ظاهرا به خوانندگی هم می پردازد او بیش از 35 سال سن دارد . نام اولین همسر وی « وصال » می باشد . آخرین همسر سياوش قميشي « نازنین مرعشی » نام دارد که بیش از سی و پنج سال از وی کوچکتر است و حدودا بیست و پنج سال سن دارد .



سياوش قميشي بعد از سال های طولانی ماندن در لس آنجلس ( در سال 1385 ) شمسی تصمیم گرفت آمریکا را به قصد اروپا ترک کند و راهی آلمان و ( تحقیقا ) در روستایی به نام akhen ساکن شود . او علت این تغییر مکان ناگهانی را دوری از محیط مسموم و ناجالب لس آنجلس و رسیدن به آرامش بیشتر عنوان کرد ! از گفته های او به نظر میرسد آخرین همسرش همراه او عازم اورپا نشد . در حال حاضر یکی از بردانش در مونترال ، دیگری در تهران و خواهرش در لس آنجلس زندگی می کنند . در میان خانواده ی او سه نفر به هنر روی آورده اند یکی بردار زاده اش « ژیان قمیشی » است . او در کانادا شو اجرا می کند . سیاوش موفق به دیدار وی نشده است و پدر او یعنی بردارش را نیز بسیار کم دیده است . دیگری پسرش علیرضاست که در ایران مشغول به خوانندگی است ولی به هیچ وجه مورد استقبال نیست و شخص دیگری به نام « برزا قمیشی » نیز وجود دارد که او هم بردار زاده اش است ، گیتار می نوازد ، راک ان رول می خواند و البته سياوش قميشي با او ملاقات داشته است . اصولا سياوش قميشي چندان ارتباط نزدیکی با خانواده ی خود ندارد .


چندین سال پیش شایعه شده بود که او برای بازگشت به ایران به دولت جمهوری اسلامی نامه ای نوشته است اما بعد از مصاحبه ای این موضوع را تکذیب کرد و شرط خودش را برای بازگشت به ایران آزادی عمل برای انجام کارها و هم چنین کنسرت هایش عنوان نمود و بازگو کرد که از طرف دست اندرکاران پیشنهاداتی برای خواندن در جزیره ی کیش داشته است اما این پیشنهاد را رد کرده و از خواندن در آن جا صرف نظر کرده است . وی در یکی از مصاحبه هایش گفت که تا پنج سال آینده به خواندن ادامه خواهد داد و چون آهنگ ساز است باقی عمر خویش را از طریق آهنگ سازی امرار معاش خواهد نمود . سياوش قميشي علاقه دارد تا او را بیشتر به عنوان آهنگساز بشناسند تا خواننده . هر گاه شعر جدید ی به او میرسد و آهنگ زیبائی روی آن قرار می دهد بیشترین لذت را می برد و دوست دارد اگر آهنگساز نبود شاعر یا نقاش میشد . روزی چند ساعت موزیک گوش می دهد ، پیانو می زند و کتاب می خواند . علاقه ی زیادی به چائی بعد از ظهر ، نگهداری و پرورش گیاهان و همچنین گربه ی سیاهش موسول دارد . هیچ شخصی بالاتر از موسیقی او وجود ندارد و می تواند با موزیکش بدون هر شخصی به زندگی بپردازد . به گفته ی خودش او به هیچ وجه اهل تجملات نیست و بسیار کم از کروات استفاده می کند . آرزوی او بازگشت به ایران و بازدید از وطن خویش است

+نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت14:3توسط محسن باباتبار | |

moein

گذري بر گذشته

استاد معين در شهر نجف آباد استان اصفهان به دنيا آمد. نام درست ايشان نصرالله معين نجف آبادي است. استاد معين در يك خانواده كاملا مذهبي به دنيا آمده است. يازده برادر و خواهر هستند كه نام چهار برادر عبارتند از: صيف الله(شايد فتح الله)، نصرالله( استاد معين )، مرتضي و نام برادر چهارم كه متاسفانه براي ما مشخص نيست. استاد معين فرزند هفتم اين خانواده مي باشد و خانم اشرف فرزند آخر اين خانواده و خواهر استاد معين به همراه ايشان زندگي مي كنند.

پدر استاد معين متاسفانه فوت كرده اند –روحشان شاد- و استاد معين با مادر خود زندگي مي كنند. استاد معين در گذشته به همراه پدر خود در شغل قالي فروشي فعاليت داشته است و در كنار اين حرفه افتخار مداحي اهل بيت را نيز داشته اند

اصفهان

معين، اصفهان، زادگاه زيباي خود را بسيار دوست داشت و با اينكه در زمان معين مكان تجمع هنرمندان در پايتخت كشور يعني تهران بود معين در اصفهان ماند و در هتل شاه عباس اصفهان به اجراي برنامه پرداخت و اصفهان را ترك نكرد. تمام عشق و علاقه معين پس از خانواده اش در اصفهان پايان مي پذيرد. او اصفهان را بسيار دوست دارد و هنوز هم دلش مي خواهد به اصفهان برگردد.

                              

آغاز رسمي فعاليت هنري
فعاليت هنري استاد معين به طور رسمي پس از انتشار ترانه يكي را دوست مي دارم شروع شد. اين ترانه در ايران و در زماني منتشر شد كه حكومت مركزي ايران جمهوري اسلامي ايران بود. اما پس از آن ديگر مجالي براي صداي قلب هاي شكسته نبود و استاد معين ايران سرزمين مادري خود را ترك كرد. استاد معين پس از اينكه ترانه يكي را دوست مي دارم را در ايران منتشر كرد كشور را ترك كرد؛ و اين وداع تلخ استاد معين بود با وطن عزيزش ايران كه خود در ترانه ي ايران عشق فراوانش را به سرزمين آريا نشان مي دهد.

يكي را دوست مي دارم . . .

در مورد يكي از ترانه هاي استاد معين عزيز براي بعضي از افراد شك وجود دارد و آن هم يكي از زيباترين ترانه هاي اوست. فكر مي كنيد نام اين ترانه چيست؟ يكي را دوست مي دارم! وقتي استاد معين از ايران به لس آنجلس آمريكا رفت متوجه شد اين ترانه توسط بهترين خواننده زن ايران هايده - روحش شاد - اجرا شده است. و بسياري از مردم در آن زمان (حتي امروزه!!!) فكر مي كردند كه استاد معين ترانه هايده را دوباره اجرا كرده است. در صورتي استاد معين پس از اجراي اين ترانه بود كه به شهرت رسيد . . .

 

براي توضيح بيشتر مي توان اينگون مسئله را روشن ساخت كه استاد معين متن ترانه را درسال 1359 از آقاي مسعود اميني گرفت و در داخل ايران براي آن آهنگ سازي كرد و به هنگامي كه اين ترانه را وارد بازار كرد و با استقبال عمومي مردم ايران همراه شد، استاد معين تصميم به ترك كشور گرفت تا بتواند ترانه هاي ديگر اين آلبوم را نيز بسازد. براي اين كار به آمريكا رفت و در آنجا آلبوم را به طور رسمي به بازار ارائه داد.

آلبوم هاي استاد معين

تا كنون آلبوم هاي بسيار زيادي از استاد معين منتشر شده اند كه بسياري رسمي هستند مانند آلبوم لحظه ها، معما و . . . تعدادي هم مانند آلبوم عاشقانه ها، دل سوخته، گل هاي غربت و . . . به صورت گلچيني از آلبوم هاي استاد معين و يا گلچيني از ترانه هاي استاد معين به همراه گلچين ترانه هاي خوانندگان ديگر است. از وضعيت رسمي يا غير رسمي بودن تعدادي از اين آلبوم ها مشخصا اطلاعي نداريم به همين دليل از تقسيم كردن اين آلبوم ها به دو دسته رسمي و غير رسمي خودداري مي كنيم.

آلبوم هاي استاد معين به اين صورت هستند:

يكي را دوست مي دارم، كعبه، هوس، سفر، سفر(هايده و معين)، گل هاي غربت(هايده و معين)، آرزو، بي بي گل، صبحت بخير عزيزم(عاشق تر از من چه كسي)، به تو مي انديشم(سكه يا ننه)، اصفهان(فائزه و معين)، خاطره7 (شهره و معين)، مست، مسافر(گل هاي غربت3)، دل سوخته، دلبر(معين، داريوش و ابي)، هزار و يك شب(هايده، معين، داريوش و ابي)، ترانه سال(هايده، مهستي و معين)، سلمان، پريچهر، نماز، تولد عشق، عاشقانه ها، پنجره، معما، پرواز، لحظه ها و جديد ترين آلبوم معين كه در سال 1385 منتشر شد با نام ديدي گفتم......نگفتم؟

همراهان صداي قلب هاي شكسته
استاد معين همكاري بسيار زيادي با هنرمندان برجسته و گران قدر ايران داشته است كه از جمله آنها مي توان به نام اين اساتيد اشاره كرد: داريوش اقبالي (داريوش) برنده جايزه در فستيوال موسيقی، فيلم و رسانه های تصويری که چندی پيش در بحرين برگذار شد و داريوش به عنوان نماينده سبک معاصر و منحصر بفرد موسيقی ايران اين سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترين نشان صلح گشت. ابراهيم حامدي (ابي)، هايده (سكينه دده بالا) ـ روحش شاد ـ يكي از استثنايي ترين نوابغ موسيقي ايراني، فائزه با صداي دلنشين خود، شهره يكي از بهترين خوانندگان زن كه امروزه هم به فعاليت هنري خود ادامه مي دهد، مهستي كه زبان ناتوان است از بيان هنر او. استاد معين با اين عزيزان در زمينه انتشار آلبوم مشترك همكاري داشته است.

                                                                       

اما در زمينه آهنگ سازي و تنظيم مي توان نام اين اساتيد را نام برد: بيژن (بيژن مرتضوي) برنده جايزه بهترين آهنگساز جهان و برنده جايزه ويولن طلايي، آقاي صادق نوجوكي از نوابغ آهنگسازي ايران كه واقعا هنر ايشان در آهنگسازي وصف نشدني است از نمونه اين ترانه ها مي توان به تران هاي استثنايي تنهاي تنها، من از راه اومدم، سكه، پروردگارا و . . . اشاره كرد. استاد حسن شماعي زاده كه هنر فراوان ايشان در آهنگسازي قابل وصف نيست. مي توان از ترانه هايي كه ايشان آهنگساز آن بوده اند به ترانه ي ماندگار لحظه ها در آلبوم لحظه ها اشاره كرد. آندارنيك ماداديان (اندي) كه از خوانندگان خوب ايراني هستند و از ترانه هايي كه ايشان تنظيم كننده آن بوده اند مي توان ترانه به تو مي انديشم اشاره كرد. و جمع بسيار زيادي از هنرمندان ايراني كه واقعا ذكر كردن نام تمامي آنها كار بسيار دشواري است.



هر چه از دل بر آيد لاجرم بر دل نشيند . . .
استاد معين در ترانه هاي خود به تمام ابعاد زندگي اشاره كرده است. مهر به دخترش در اجراي ترانه هاي بابا و پريچهر و مهر و علاقه ي او به همسرش در اجراي ترانه طناز در آلبوم يكي را دوست مي دارم(استاد معين از همسر خود جدا شده است). مهر و علاقه ي او به وطن عزيزش ايران در اجراي ترانه ايران از آلبوم نماز كه به حق حزن و اندوهي كه در صداي اوست نشان دهنده ي تمام احساسات معين نسبت به ايران است كه به هيچ زباني نمي توان اين حالت روحاني را توصيف كرد. پس ما نيز از توصيف اين حالت خودداري مي كنيم و شما را دعوت مي كنيم تا براي يك بار ترانه ايران استاد معين را با تمام وجود گوش كنيد و ببينيد كه ايراني هر كجا هم باشد ايراني است و اين پيوندي است ناگسستني بين ايران و ايراني. دعوت انسان ها به فرار از غم در اجراي ترانه هاي گذشته، خوش بيني و . . . كه اين شايد يكي از مهم ترين مسائلي است كه متاسفانه در زندگي ماشيني امروز به آن محتاج هستيم تا زير بار غم دور و زمانه تاب و تحمل داشته باشيم.

                 

شاهكار استاد معين

اوج كار استاد معين در اجراي ترانه هاي او درباره دين مقدسش اسلام است. الله اكبر......الله اكبر. اجراي ترانه نماز كه زيبايي آن را نمي توان وصف كرد. و از همه مهم تر اجراي ترانه سلمان در سال 1368 پس از اهانت سلمان رشدي به پيامبر خدا در كتاب آيات شيطاني در سال 1367 كه واقعا اوج علاقه ي استاد معين به دين آخرين پيامبر خدا را نشان مي دهد.

تــــو اي وارث افــــكار شيــــطاني......نگـــــو، نگـــــو، نگـــــو نامرد بي انصاف.......نگـــــو ديگر از اســلامـم، كه من فردي مسلمانم......من از مهد دليرانم، من از آن دسته شيرانم كه مرد گوي و ميدانم......براي دين و ايمانم فدا مي سازم اين جانم......قسم به دين و ايمانم كه من انجيل مي دانم......قسم به نور چشمانم كه من تورات مي خوانم......قسم به خاك ايرانم، كه من فردي مسلمانم......و من يك عاشقم، عاشق آيات قرآنم، بله من عاشق آيات قرآنم......مگر قرآن چه مي گويد: بجز عشق و فداكاري......بجز راه صفا و دوري از ننگ و رياكاري......بجز راه وفا و عشق مي خواند . . .


  
صداي قلب ها
عده اي از خواننده هاي ايراني تنها به سياست فكر مي كنند و تمام تلاش هنري خود را صرف اين مسله مي كنند. عده اي فقط در كار هاي مذهبي فعاليت مي كنند. عده اي فقط به شادي و سرور مردم فكر مي كنند و سعي مي كنند تنها با كار هاي خود غمي را از دل مردم بردارند. عده اي از غم دل عاشقان سخن مي گويند و . . . اما استاد معين در تمام اين زمينه ها فعاليت داشته است و به حق در تمام موارد پيروز و سر بلند بوده است. اميدواريم كه استاد معين ساليان سال با صداي زيبا و روحاني خود در كنار ما باشد.

پس از لحظه ها
حتما شما هم مانند ما از اينكه استاد معين چهار سال پس از وارد شدن آلبوم لحظه ها ديگر آلبومي را وارد بازار نكردند بسيار ناراحتيد. در گفتگويي كه استاد معين با شبكه بي بي سي داشت گفت كه اگر مي خواست در اين چهار سال آلبومي ارائه دهد سراسر غربت و جدايي و اندوه بود. و اي كاش استاد معين در اين چهار سال آلبومي به بازار عرضه مي كرد زيرا كه حتي ترانه هاي سراسر اندوه او نيز عالي هستند و غير قابل وصف و ارزش هزاران بار گوش دادن را دارند.

شرمنده دلم میخواست بیشتر راجع به زندگی شخصی معین باشه ولی خدایی بهتر از این پیدا نکردم در اسرع وقت درستش میکنم

+نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت14:1توسط محسن باباتبار | |

ابراهيم حامدي متخلص به "ابي" در ۲۹ خرداد سال ۱۳۲۸  در ميدان فوزيه تهران ديده به جهان گشود.
او در اوان نوجواني  به استعدادهاي خويش در خواندن پي برد و شروع به خواندن در يک گروه  دوستانه به نام sun boys کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ هاي جوانان را آغاز کرد  و پس از چند سال ، در آغاز جواني اولين ترانه ي مستقل خود را اجرا کرد . اين اثر ترانه اي بود با نام "عطش"  از ساخته هاي " استاد حسين واثقي "براي فيلمي با همين عنوان. "ابي" اين ترانه را با چنان قدرت و زيبايي اجرا کرد که توجه بسياري را به خود جلب کرد.
               

ابي به اين ترتيب پا به عرصه ي ترانه گذاشت و آغازگر سبکي تازه در ترانه نوين ايران شد. او با اتکا بر صداي توانمند و بي نظيرش پا به عرصه پر فراز و نشيب ترانه گذاشت. او از همان روزهاي اول و آثار نخستينش نشان داد که حرفهاي بسياري براي گفتن دارد و مي تواند تأثير به سزايي در شکلگيري ترانه نوين ايران که آن روزها چند سالي بيشتر از عمرش نمي گذشت داشته باشد.
 دومين ترانه او ترانه اي بود اعتراضي به نام "چرا" ، با شعر "مسعود هوشمند" و آهنگ "استاد حسين واثقي " که به سبک و شيوه اي بسيار زيبا توسط او خوانده شد.  اما سومين آهنگي که "ابي" اجرا کرد و به گفته خودش باعث معروفيت او شد ترانه اي به نام "شب"  بود با "شعر "اردلان سرفراز" و آهنگ "منصور ايران نژاد " که در شوي "ميخک نقره اي" زنده ياد "فريدون فرخزاد" به گوش مردم رسيد. اين ترانه به خاطر شعر و موسيقي قوي و همچنين اجراي عالي خواننده  بسيار مورد توجه قرار گرفت و همگان را به تحسين واداشت.
                     

ابي در همين دوران با شهبال و شهرام شبپره آشنا شد و با ايشان شروع  به همکاري در گروهي کرد که در آن روزگار يکي از بهترين  گروههاي موسيقي در ايران بود. بله او  مدتي با گروه Black cats  همکاري کرد و  شبهاي بسياري را در کاباره ي "کوچيني" به روي صحنه رفت و تجربه کسب کرد . اما پس از مدتي فعاليت خود را با اين گروه قطع کرد و کارش را به صورت مستقل و به تنهايي ادامه داد .
واين آغاز کار هنرمندي بود که فريادش تبديل به صداي در گلو خفه شده مردم ايران شد. 
         
"ابي" کارش را با همين سبک و سياق ادامه داد ودر طول سالهاي پيش از انقلاب ده ها ترانه اجرا کرد. که اين ترانه ها در سالهای بعد از انقلاب در قالب چهار آلبوم منتشر شد .  اين آلبومها به ترتيب "تپش" ، "نازي ناز کن" ،"شب زده" و"کوه يخ" نام داشت. او  در اين چهار آلبوم آثاري جاويدان از بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان  ايران را اجرا کرد .
ابي همچنان در آن سالها بر روي تعداد زيادي از فيلمها ترانه خواند و سکانسهايي ماندگار از تلفيق هنر کارگردانان ، بازيگران و صداي "ابي" ساخته شد.
از جمله فيلمهايي که "ابي" براي آنها ترانه خواند مي توان به فيلمهاي : عطش ، هياهو ، تپش ، کندو ، ذبيح ، قاصدک ، بت شکن ، گل هاي کاغذي ، شب زخمي ، خاکستري ، باغ بلور ، تهمت ، بر فراز آسمانها و بوي گندم اشاره نمود. همچنين او در زمينه بازيگري هم يک بار خود را آزمود و در فيلم "بوي گندم" ايفاي نقش کرد .
"ابي" دو سال پيش از انقلاب براي اجراي يک سري کنسرت در آمريکا از ايران خارج و به دليل شکل گرفتن انقلاب در ايران در آمريکا ماندگار شد .
                                 
ابراهيم حامدي در سالهاي سخت و سنگين غربت نيز قدمي از راه خود پا پس نکشيد و خود را در بازار غير مسيول "لوس آنجلس" رها نکرد و با سختي زياد به انجام کار درست با ترانه سرايان و آهنگسازان مسيول و نام آشنا ادامه داد. او در طول سالهاي غربت تا به امروز دوازده آلبوم منتشر کرده است که به ترتيب انتشار عبارتند از : با تو ، غريبه ، خليج ، ستاره دنباله دار ، معلم بد ، اتل متل ، ستاره هاي سربي ، عطر تو ، پير ، تاج ترانه ، طلوع کن و شب نيلوفري

                .
" ابي" در تمامي اين سالها چه قبل و چه بعد از انقلاب و از همان کارهای آغازين خود و در طول سالهای غربت هيچگاه مسيوليت خود را نسبت به ايران و وضعيت مردم آن فراموش نکرده است و هميشه  ترانه هاي ملي و ميهني و ترانه هاي معترض را در کنار ترانه هاي عاشقانه اجرا کرده و به سمع دوستداران صدايش رسانده است . ترانه هايي چون : چرا ، شب ، پاينده باد ايران ، روستايی ، هم غصه ، پير ، خليج فارس ، گل سرخ ، خانه سرخ ، خورشيد بي حجاب ، نون و پنير و سبزي ، اتل متل ، معلم بد ، طلوع کن ، هلا ، درخت ، سياه پوشها  و چندين و چند ترانه ديگر از اين دست. او با انتخاب و اجراي اين آثار نشان داده که نسبت به مردم و ميهنش چه احساس ناب و خالصي دارد و اوج اين احساس را در ترانه "خليج فارس" که بي شک يکي از زيباترين آثار خلق شده در تاريخ ترانه نوين ايران مي باشد مشاهده مي کنيم ترانه اي که در زمان اجرايش توسط "ابي" اشک لذت و غرور و ميهن پرستي  را بر ديگان هر ايراني جاري مي سازد .
              
ابي در اجراي کنسرت نيز به موفقيتهاي بسياري دست يافته و درهاي سالنهاي بزرگ و مشهور در جهان را به روي ايرانيان باز کرده و با اتکا بر توان بالاي صدايش در اجراهاي زنده و همچنين ترانه هاي خاطره ساز و محبوبش سالانه هزاران ايراني را در اين سالنها در اقصي نقاط جهان گرد هم مي آورد و برايشان از "عشق" مي خواند .  از جمله سالنهای نامداری که ابی در آنان برنامه اجرا کرده   مي توان به  اين سالنها اشاره کرد :

                                   
يونيورسال آمفي تياتر (لوس آنجلس) ، شراين آدوتوريوم (محل برگزاري مراسم اسکار) ، گريک تياتر (لوس آنجلس) ، کندي سنتر (واشنگتن) ، اپراي سيدني (همراه با ارکستر سمفوني سيدني ) ، سالن سلطنتي نوبل (استکهلم ) ، کويين آمفي تياتر (ونکوور) ، گلوين (سالن بين المللي سويد ) ، فيلارمونيک برلن (برلين) ، گلف دبي (سالن بين المللي دبي) ، اويشن کلاب (سالن بين المللي دبي ) ، کنسرت هاوس (يوتبوري) و ...
"ابي" در تمام دوران هنري اش با بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران همکاري داشته و بهترين آثار آنان را اجرا نموده است. شايد از اصلي ترين  دلايل موفقيت او و ماندگار شدن آثار او در طول بيش از سي سال همين همکاري هاست ، که حاصلش خلق ترانه هايي ماندگار در ترانه نوين ايران مي باشد . از جمله بزرگاني که "ابي"  با آنها همکاري داشته است مي توان به ترانه سراياني چون : ايرج جنتي عطايي ، اردلان سرفراز ، شهيار قنبري ، ليلا کسري(هديه) ، منصور تهراني ، زويا زاکاريان ، هما مير افشار و غيره اشاره کرد و از آهنگسازاني  چون  زنده ياد واروژان ، بابک بيات ، فريد زلاند ، سياوش قميشي ، محمد شمس ، اسفنديار منفرد زاده و غيره نام برد .
 "ابي" آوازخواني ست مردمي که از دل مردم ايران زاده شده است. او با احترام به گوش و هوش مردم ايران در طول سي و پنج سال کار هنري اش و با قبول سنگيني مسيوليتي که بر دوش دارد و با تلاش و پشتکار زياد وبا خلق آثاري که در گوشت و خون مردم ايران جاي گرفته است و همچنين شخصيت هنري محبوبي که دارد توانسته دل بسياري از ايرانيان را بدست آورد و اين ارتباط با جوانان در ايران به حدي است که نام "ابي" بر  ديوارهاي دورافتاده ترين روستاهاي ايران نيز  به عنوان خواننده محبوب آنان نقش بسته و اين نشان از اوج موفقيت و محبو بيت يک هنرمند است.
با اميد به روزي که اين هنرمند ارزنده را در وطن عزيزمان ايران و در ميان دوستدارانش ببينيم

+نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت13:54توسط محسن باباتبار | |

ويندوز XP يكي از عمومي ترين ويندوزهاي مورد استفاده توسط كاربران مختلف بوده و با وجود ارائه نسخه‌های دیگری از ویندوز توسط مایکروسافت، همچون ویستا و ویندوز۷، همچنان پرکاربردترین سیستم عامل مانده است. در اين مقاله سعی شده است تا تمامی روش های موجود براي بالا بردن سرعت ويندوز XP جمع آوری شود و شما ميتوانيد با استفاده از آنها اين كار را به سادگي انجام دهيد. شما می توانید با خیالي آسوده این مراحل را انجام دهید، زيرا این نکات قبلا تست شده اند و هیچ مشکلی را پدید نمی آورند. در ادامه اگر روشی را می دانید که در این مقاله به آن اشاره نشده است در قسمت نظرات معرفی نمایید تا به این مطب اضافه شود و آموزشی کامل را در این زمینه گردآوری کنیم. 


بالا بردن سرعت بوت

روش اول: وقتی کامپیوترتان را روشن می کنيد معمولا قبل از اینکه سیستم بخواهد بالا بیاید درایورهای فلاپی و سی دی رام و ... را چک می کند. بنظر این کار بیهوده است که هر بار سیستم این موارد را چک کند. حالا برای از بین بردن این قسمت باید تغییراتی را در بایوس سیستمتان انجام دهید . مراحل زیر را به دقت انجام دهید:
۱- معمولا برای ورود به
bios باید کلید F2 یا Delete را زمانی که کامپیوتر در حال بالا آمدن است، فشار دهید.
۲- به منوی "
Boot
" بروید .
۳- "
Boot Sequence
" را انتخاب کنید.
۴- سپس هر دو گزینه ای که از روی هارد بوت می شوند را به گزینه "
First Device
" تغییر دهید.
۵- دکمه "
Escape
" را فشار دهید و از بایوس خارج شوید . فراموش نکنید که این تغییرات را قبل از خارج شدن ذخیره کنید .
توجه: وقتی که شما این تغییرات را انجام می دهید، نمی توانید سیستمتان را از طریق فلاپی یا سی دی رام بوت کنید. اگر روزی لازم شد که این کار را انجام دهید، کافیست برگردید به عقب، يعني به بایوس خود بروید، مرحله بالا را تکرار کنید و گزینه "
First Device
" را برای فلاپی و سی دی رام بردارید.

روش دوم: زمانی که کامپیوتر شما در حال بالا آمدن هست معمولا شبکه را چک می کند تا ببیند آدرس IP آزاد هست یا نه. با استفاده از پیکربندی یک ip آدرس دستی برای سیستم تعریف می کنیم. این کار سرعت بوت شما را افزایش می دهد. پس طبق مراحل زیر عمل کنید :
۱- روی منوی
Start
کلیک کنید و " Connect To/Show All Connections " را انتخاب کنید .
۲- روی
Connection
شبکه خود راست کلیک کنید و " Properties " را انتخاب کنید .
۳- در تب "
General
" ، در لیست سرویس ها " TCP/IP " را انتخاب کنید و روی دکمه " Properties " کلیک کنید .
۴- در پنجره باز شده روی "
Use the following address
" کلیک کنید و آدرس ip کامپیوترتان را بنویسید . اگر شما از یک روتر استفاده می کنید معمولا آدرس ip شما 192.168.0.xx یا 192.168.1.xx است. اگر آدرس IP خود را بخاطر نمی آورید و یا در آن شک دارید به منوی Start بروید و Run را انتخاب کنید و در آن cmd را تایپ کنید و روی ok کلیک کنید. در پنجره باز شده " ipconfig/all " را تایپ کنید . با اینکار ip شما نمایش داده می شود و شما می توانید آدرس مورد نظر را در بخش مورد نظر بنویسید. (همچنین می توانید بر روی آیکون شبکه خود در کنار ساعت ویندوز right-click نموده و گزینه status را انتخاب کرده و از تب support آی پی سیستم خود را بدست آورید)
۵- همچنین در پنجره "
TCP/IP properties
" شما باید آدرس های " Subnet mask " ، " Default gateway " و " DNS Server " را هم پر کنید . اگر عدد های این گزینه ها را هم نمی دانید می توانید با استفاده از دستور " ipconfig/all " در مرحله ۴ این اعداد را پیدا کنید. 

روش سوم: این ترفند کارش این است که یك دسته فایل را از پوشه Temp و Temporary Internet Filesهر زمان که شما کامپیوترتان را خاموش می کنید، پاک می کند. با این کار کامپیوتر شما وقت بیهوده ای را برای چک کردن این پوشه ها تلف نمی کند. با این کار سرعت بالا آمدن ویندوز افزایش می آید.
برای انجام این کار مراحل زیر را طی کنید :
۱-
Notepad
را باز کنید و جملات زیر را در آن بنویسید: (بجای UserName نام User خود و بجای درایو c نام درایو ویندوز خود را بنویسید) 

rd /q/s "c:\Documents and Settings\All Users\Local Settings\Temp"
rd /q/s
"c:\Documents and Settings\All Users\Local Settings\Temporary Internet Files"
rd /q/s "c:\Documents and Settings\Default User\Local
Settings\Temp"
rd /q/s "c:\Documents and Settings\Default User\Local
Settings\Temporary Internet Files"
rd /q/s "c:\Documents and
Settings\UserName\Local Settings\Temp"
rd /q/s "c:\Documents and
Settings\UserName\Local Settings\Temporary Internet Files"
rd /q/s
"c:\Temp"
rd /q/s "c:\Windows\temp
"

md "c:\Documents and Settings\All Users\Local Settings\Temp"
md
"c:\Documents and Settings\All Users\Local Settings\Temporary Internet Files"
md "c:\Documents and Settings\Default User\Local Settings\Temp
"
md
"c:\Documents and Settings\Default User\Local Settings\Temporary Internet Files"
md "c:\Documents and Settings\UserName\Local Settings\Temp
"
md
"c:\Documents and Settings\UserName\Local Settings\Temporary Internet Files"
md "c:\Temp
\"
md "c:\Windows\Temp
"

۲- حالا این فایل را با هر نامی که می خواهید ذخیره کنید ، البته با پسوند " .bat " برای مثال " fastboot.bat " یا " deltemp.bat "
۳- از منوی
Start
گزینه Run را انتخاب کنید .
۴- در
Run
بنویسید: " gpedit.msc " و روی ok کلیک کنید .
۵- از پنجره باز شده در سمت چپ روی گزینه "
Computer Configuration
" کلیک کنید و سپس " Windows Settings " را انتخاب کنید .
۶- بر روی گزینه "
Scripts
" دو بار کلیک کنید سپس " Shutdown " را انتخاب کنید تا پنجره ای جدید باز شود.
۷- روی "
Add
" کلیک کنید و در پنجره باز شده آدرس فایلی که درست کرده اید را بدهید و سپس روی " ok " کلیک کنید.

روش چهارم: در هنگام بالا آمدن ویندوز و همینطور خاموش شدن آن آهنگی پخش می‌گردد که هم تکرار مداوم آن خسته کننده است و هم سرعت بالا آمدن و خاموش شدن را کاهش می‌دهد. با روش زیر این آهنگ را قطع کنید و سرعت بالا آمدن و خاموش شدن ویندوزتان را افزایش دهید:
Control Panel را باز کرده سپس sound and audio devices را باز کنید. به زبانه sounds بروید و در پایین آن یعنی program events به دنبال Exit windows بگردید. یکبار روی آن کلیک کنید. سپس از قسمت sounds ، none را انتخاب کنید. عینا این کار را برای start windows انجام دهید. رایانه را ریست کنید.

روش پنجم: حذف برنامه های اضافه که بصورت اتوماتیک در هنگام بالا آمدن ویندوز اجرا می شوند. (توصیحات در ادامه مقاله آمده است)

روش ششم: از طریق Run ،msconfig را اجرا کنید. به زبانه BOOT.INI بروید. از قسمت سمت راست تایم اوت را از ۳۰ به ۳ تغییر دهید. این روش بیشتر برای زمانی مفید است که از چند ویندوز استفاده می کنید.

پاکسازی و تمیز کردن سیستم:

حذف ویروس ها، Malwareها، Adwareها و Spywareها:
ویروس‌ها و سایر نرم‌افزارهای مخرب اثر بسیار بدی بر روی سرعت رایانه شما دارند. همیشه از آنتی‌ویروس استفاده کنید. چه از اینترنت استفاده می‌کنید و چه خیر … و باید این نکته را ذکر کنم که بهترین آنتی‌ویروس در صورت آپدیت نشدن بدترین آنتی‌ویروس است! پس، از آنتی‌ویروسی استفاده کنید که در کشور ما قابل آپدیت باشد. ضمنا حتما بررسی کنید که در بین گزینه‌های موجود کدامیک کمتر سرعت را کاهش می‌دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا را مطالعه نمایید.

حذف برنامه های اضافه که بصورت اتوماتیک در هنگام بالا آمدن ویندوز اجرا می شوند:
نرم‌افزارهای زیادی که نصب می‌کنید، تعدادی در قسمت بوت ویندوز تغییری ایجاد می‌کنند تا هربار که ویندوز بالا می‌آید، اجرا شوند و شما آیکون آنها را در پایین صفحه مانیتورتان، سمت راست مشاهده می‌کنید. این کار برای بعضی نرم‌افزارها مناسب است. مثل آنتی‌ویروس‌ها. اما انصافا در ۹۰ درصد نرم‌افزارها امری نامناسب بوده، سرعت را به شدت کاهش می‌دهد. برای حذف کامل آنها مراحل زیر را طی کنید.
۱- Startup Folder: فولدر
Startup را از طریق مسیر زیر باز کرده و هر برنامه ایی را که لازم ندارید حذف کنید: C:\Documents and Settings\UserName\Start Menu\Programs\Startup
۲-
Win.ini: از منوی Start گزینه Run را انتخاب و سپس win.ini را تایپ کنید. در فایل باز شده به دنبال خطوط Run= و Load= گشته و در صورت وجود برنامه های را که لازم ندارید پاک کنید.
۳- رجیستری: شما می توانید از طریق
msconfig
 و تب startup لیست مواردی که با هر بار اجرای ویندوز اجرا می‌شوند را مشاهده و موارد اضافه (به غیر از آنتی ویروسها) را حذف کنید ولی بهتر است برای اینکار از رجیستری استفاده کنید. از منوی Start به Run رفته و عبارت regedit را تایپ کرده و Enter بزنید تا وارد محیط رجیستری ویندوز شوید. حال به مسیرهای زیر رفته و موارد ناخواسته را پاک کنید:
HKEY_LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Run

HKEY_LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Microsoft\Windows\CurrentVersion\RunOnce
HKEY_LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Microsoft\Windows\CurrentVersion\RunOnceEx
HKEY_LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Microsoft\Windows\CurrentVersion\RunServices
HKEY_LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Microsoft\Windows\CurrentVersion\RunServicesOnce

HKEY_CURRENT_USER\SOFTWARE\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Run
HKEY_CURRENT_USER\SOFTWARE\Microsoft\Windows\CurrentVersion\RunOnce

HKEY_LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Microsoft\Shared Tools\MSConfig\startupreg

حذف برنامه های که از آنها استفاده نمی کنید:
به
Control Panel/Add-Remove Programs رفته و از لیست، برنامه های را که از آنها استفاده نمی کنید، پاک کنید. همچنین در این قسمت به دنبال برنامه های spyware نظیر "Viewpoint" و ... بگردید و آنها را حذف کنید. سپس به Program Files رفته و فولدر مربوط به spyware که حذف کردید را پیدا کرده و آنرا پاک کنید. همچنین در اینجا اگر فولدری نامتعارف را مشاهده کردید و شک داشتید که spyware باشد، ابتدا نام آنرا با اضافه کردن یک -test به انتهای آن تغییر داده و بعد از چند روز اگر همه چیز بدرستی کار میکرد آن فولدر را حذف کنید.
در فولدر
c:\Documents and
Settings\UserName\Application Data و برای همه User Accountها  بخصوص "All Users" رویه فوق را تکرار کنید.

خالی کردن فضای دیسک:
با خالی کردن فضای دیسک، شما می‌توانید سرعت و کارایی رایانه خود را افزایش دهید. ابزار Disk Cleanup به شما کمک می‌کند تا فضای بلا استفاده بر روی دیسک سخت را آزاد کنید. این ابزار، فایل‌هایی را که می‌توانید با اطمینان پاک کنید، تشخیص می‌دهد و شما را قادر می‌سازد تا به دلخواه، بعضی و یا همه فایل‌های مشخص شده را پاک نمایید. از Disk Cleanup استفاده کنید برای:
- پاک کردن فایل‌های موقتی اینترنت
- پاک کردن برنامه‌های دانلود شده (مانند
Microsoft ActiveX controls
و Java applets)
- خالی کردن
Recycle
Bin
- پاک کردن فایل‌های ویندوز
- پاک کردن اجزای اختیاری ویندوز که از آن استفاده نمی‌کنید.
- پاک کردن برنامه‌های نصب شده‌ای که شما دیگر از آنها استفاده نمی‌کنید.
نکته: معمولا فایل‌های موقتی اینترنتی بیشترین فضا را اشغال می‌کنند. چون مرورگر هر صفحه‌ای را که مشاهده می‌کنید ذخیره می‌کند تا دسترسی به آن در زمان بعدی سریع‌تر شود.
۱- بر روی
Start کلیک کنید. به ترتیب All Programs، Accessories و System Tools را انتخاب کرده و سپس بر روی Disk Cleanup کلیک نمایید. اگر چندین درایو موجود باشد شما بایستی مشخص کنید که کدام یک را می‌خواهید تمیز کنید. (از طریق Start/Run . . . cleanmgr هم قابل دسترسی است)
۲- در پنجره
Disk
Cleanup for، نوع فایل‌هایی که می‌خواهید پاک شود را انتخاب کنید.
۳- علامت تیک فایل‌هایی که نمی‌خواهید پاک شود را برداشته و سپس بر روی
OK
کلیک کنید. توصیه می‌شود همه را تیک بزنید.
۴- زمانی که پیغامی مبنی بر تایید پاک کردن فایل‌های مشخص شده ظاهر گردید،
Yes
را کلیک کنید.
پس از چند دقیقه عملیات تمام شده و پنجره
Disk Cleanup
بسته می‌شود. این عمل باعث می‌گردد که کامپیوتر تمیزتر شده و بهتر کار کند. البته تاثیر کمی دارد. ضمنا ممکن است برای درایوهای حجیم یا مربوط به ویندوز، زمان زیادی طول بکشد.

در هنگام مشاهده سایت‌ها و استفاده از اینترنت مقداری از فایل‌های آنها در هارد رایانه شما ذخیره می‌شود. برای خالی کردن این فضا در مرورگر اینترنت اکسپلورر آن را اجرا کرده از منو Tools را زده Internet Options را انتخاب کنید. از تب General و قسمت browsing history‌ گزینه Delete، را زده و در صفحه باز شده هر کدام را که مد نظر هست را حذف کنید، هم چنین می توانید گزینه Delete all را انتخاب کنید. در مرورگر Opera از طریق Tools گزینه Preferences را انتخاب کنید. به زبانه Advanced بروید و حال باید به قسمت History بروید. دو گزینه clear و Empty now را بزنید. در مرورگر فایرفاکس یا هر مرورگر دیگری روش پاک کردن این فایل‌ها تفاوت چندانی با این دو مرورگر ندارد. ضمنا در ورژن‌های دیگر ممکن است کمی گزینه‌های گفته شده در بالا تغییر کند که با کمی جست‌وجو می‌توانید پیدا کنید. نکته دیگر اینکه اگر خیلی از اینترنت استفاده می‌کنید و برایتان سرعت مهم است این کار را انجام ندهید. چرا که مرورگر شما از این فایل‌ها دوباره استفاده می‌کند. این مورد خصوصا برای کاربران ای.‌دی.‌اس.‌ال و کافی‌نت‌ها بیشتر ارزشمند است. چرا که پهنای باند مصرفی را کاهش می‌دهد و برای کاربران دایل‌آپ در افزایش سرعت باز شدن سایت‌های تکراری موثر است. تاثیر این ترفند در سرعت برای کاربر محسوس نیست.


سرويسهاي اضافي را غير فعال كنيد:
دستور
MSCONFIG را در منوي Run اجرا نماييد. در قسمت  Services تيك مربوط به عبارات زير را در صورتي كه به هيچ شبكه اي متصل نيستيد برداريد و سيستم را RESTART كنيد.
• 
Alerter

Fast User Switching Compatibility (وmultiple users/logins on your current computer)
• 
TCP/IP NetBIOS Helper

• 
Remote Desktop Help Session Manager Service
• 
Themes
• 
Computer Browser
• 
Universal Plug and
Play...
• 
Wireless Zero Configuration

• 
Network DDE/Network DDE DSDM

• 
Remote Registry service

• 
Telnet Service
• 
NetMeeting Remote Desktop Sharing Service
• 
Clipbook
(قابلیت cut and paste across your private network)
• 
Smart Card / Smart Card Helper
 (اگر از smart card استفاده نمی کنید)
• 
Uninterruptible Power Supply
 (اگر از UPS استقاده نمی کنید)
• 
Error
Reporting Service (ارسال خطاها به مایکروسافت)
• 
Messenger
Service
 

آزاد کردن حافظه توسط
ClearMem
ClearMem
یک ابزار عالی برای بالا بردن سرعت ویندوز xp هست (مخصوصا برای زمانی که سیستم شما چند برنامه بصورت باز دارد)
زمانی که شما چندین برنامه رو باز می کنید سیستم حافظه زیادی مصرف می کند و وقتی حافظه کم بیاد سرعت سیستم بشدت کاهش پیدا می کند و ممکن است مشکلی برای سیستم بوجود بیاد و سیستم هنگ کند . این برنامه به شما کمک می کند که حافظه اضافی را که پر هست خالی کنید تا برنامه ها بهتر اجرا شوند . اگر می خواهید بدانید حداکثر حافظه موقتی که سیستم شما می تواند استفاده کند چقدر است باید مراحل زیر را انجام دهید :
۱- به ”
control panel
” بروید سپس روی ” System ” کلیک کنید و به زبانه ” Advanced ” بروید . در قسمت ” Performance ” روی دکمه ” Settings ” کلیک کنید ، از پنجره جدید باز شده به قسمت ” Advanced ” بروید.
۲- در قسمت ”
Virtual Memory
” شما می توانید مقدار حافظه ای را که سیستم می تواند از آن استفاده کند را ببینید .
۳- اگر فکر می کنید این مقدار برای سیستم شما کم هست می توانید روی دکمه ”
Change
” کلیک کنید و مقدار مورد نظرتان را با توجه به بیشترین حالت جایگزین کنید ، سپس روی دکمه Set کلیک کنید و یک بار سیستمتان را Restart کنید . 
این برنامه را می توانید از
اینجا دانلود کنید.

از کار انداختن قابلیت Prefetch برای سیستم هایی با حافظه کم:
این قابلیت برای بالا بردن اجرای برنامه ها طراحی شده و اساس کار آن اجرای قبلی برنامه در حافظه است (حتما متوجه شده اید که وقتی یک برنامه را باز می کنید زمان بیشتری می برد تا وقتی که برای بار دوم برنامه را باز می کنید) این ایده و نظر خوبی برای آن دسته از کسانی که از حافظه کمی برخوردارند نیست و ممکنه باعث هنگ کردن برنامه ها بشه . برای از کار انداختن این قابلیت مراحل زیر را طی کنید :
۱- روی منوی
Start کلیک کنید و گزینه Run را انتخاب کنید .
۲- در قسمت مخصوص ”
Regedit
” را بنویسید و روی ok کلیک کنید .
۳- در پنجره باز شده به آدرس زیر بروید :
HKEY_LOCAL_MACHINE\SYSTEM\CurrentControlSet\Control\Session
Manager\Memory Management\PrefetchParameters 4- بر روی گزینه ” EnablePrefetcher ” راست کلیک کنید و مقدار آنرا برابر ” ۰ ” قرار دهید .
۵- سیستم را مجددا راه اندازی کنید .

متقاعد کردن XP برای استفاده کردن از شیوه دستیابى مستقیم به حافظه (DMA Mode)
XP قادر به استفاده از شیوه دستیابی مستقیم به حافظه برای هارد و سی دی رام است و بطور پیشفرض روی دستگاه های ATA و ATAPI (IDE) کار می کند.
بعضی اوقات کامپیوتر این سیستم را با سیستم
PIO
عوض می کند که در این حالت انتقال داده ها کندتر انجام می گیرد . (یکی از دلایل انجام این کار بخاطر ویروس است). اگر شما می خواهید سیستم شما از سیستم DMA استفاده کند باید مراحل زیر را انجام دهید:
۱- به ”
control panel
” بروید سپس روی ” System ” کلیک کنید و به زبانه ” Hardware ” بروید و روی دکمه ” Device Manager ” کلیک کنید .
۲- در پنجره باز شده روی گزینه ”
IDE ATA/ATAPI Controllers
” دو بار کلیک کنید .
۳- روی گزینه ”
Primary Channel
” کلیک راست کنید و ” Properties ” را انتخاب کنید و به زبانه ” Advanced Settings ” بروید .
۴- در جعبه بالای گزینه ”
Current
Transfer Mode ” گزینه ” DMA if Available ” را در صورتی که ” PIO Only ” انتخاب شده است ، انتخاب کنید .
نکته: اگر دیدید که سرعت انتقال داده هایتان کم شده است به این قسمت بروید و این گزینه را تست کنید.

منظم کردن هارددیسک توسط Disk Defragmenter:
هارد مثل یک پازل است. در ابتدا که هاردتان نو است این پازل یک دست خالی است. اما با پارتیشن‌بندی هارد (منظور ایجاد درایوهای متعدد است)، این صفحه پازل به چند قسمت تقسیم می‌شود و با ذخیره کردن هر فایل در یکی از درایوهای هارد مقداری از این پازل پر می‌شود. البته در قسمتی که مربوط به درایو مربوطه است و این کمی بی‌نظمی در هارد ایجاد می‌کند. قضیه وقتی حادتر می‌شود که شما فایلی را پاک کنید! چرا که آن قسمت از هارد پاک می‌شود و بی‌نظمی بیشتر و بیشتر می‌شود. چرا؟ چون در بین قسمتی از هارد که پر است قسمتی خالی ایجاد می‌شود و تنها در صورتی از بین می‌رود که فایلی دقیقا با همان حجم در همان قسمت ذخیره شود که چنین اتفاقی تقریبا غیرممکن است. این پراکندگی و بی‌نظمی سرعت فراخوانی فایل‌ها را کاهش می‌دهد و در سرعت اجرای فایل‌ها، نرم‌افزارها، بالا آمدن ویندوز و بهتر بگوییم تقریبا همه چیز موثر است. چرا که هرچه شما اجرا می‌کنید، در واقع چیزی جز چند فایل نیست. برای منظم کردن هارددیسک ابزاری عالی در ویندوز شما هست با نام Disk Defragmenter. آن را از منوی Start ، All Programs ، Accessories و سپس System Tools بیابید. پس از اجرای آن یک درایو را انتخاب کنید و دکمه Analyze را بزنید. اگر به شما گفت که باید درایو را دیفرگ کنید، این کار را انجام دهید. در غیر این صورت لزومی ندارد. (از طریق Start/Run...dfrg.msc قابل دسترسی است)



 توجه کنید که عمل دیفرگ طولانی بوده و گاهی تا چند ساعت طول می‌کشد. ( بسته به سرعت هارد شما و میزان پراکندگی و حجم درایو ) ضمنا برای اینکه بتوانید یک درایو را دیفرگ کنید باید حداقل ۱۵ درصد از آن درایو خالی باشد. در غیر این صورت دیفرگ به طور کامل انجام نمی‌شود. مراحل ذکر شده را برای تمام درایوهایتان انجام دهید. بهتر است در آخر ریست کنید. در مورد هاردهایی که حسابی پر باشند و بی‌نظمی زیادی داشته باشند ، تاثیر محسوس خواهد بود. توجه کنید که باید در بازه‌های زمانی طولانی مثلا هر یک ماه یکبار دوباره تمامی درایوها را آنالیز کنید و در صورت نیاز، عمل دیفرگ را انجام دهید. ضمن اینکه باید بدانید که عمل دیفرگ بسیار حساس است، چرا که در حین انجام آن هد هارد به شدت با سطح دیسک موجود در داخل هارد برخورد می‌کند و در صورتی که در این بازه زمانی، تکان و ضربه‌ای به کیس وارد شود، می‌تواند به هارد آسیب وارد کند. بنابراین بهتر است عمل دیفرگ را در یک زمان مطمئن مثلا شب تا صبح انجام دهید.

اجرای برنامه Scan Disk:
آیا تا بحال شده مجبور شوید رایانه خود را ناگهان خاموش کنید؟ یا رایانه بطور ناگهان خود به خود خاموش شود؟ یقین داشته باشید هربار که اینجور اتفاقات رخ می‌دهد، اشکالات جزئی در فایل‌ها بوجود می‌آید که اغلب برطرف نمی‌شوند! اندک اندک جمع گردد وانگهی دریا شود! بالاخره بعد از چندین ماه متوجه می‌شوید، هنگام دسترسی به برخی از برنامه‌ها یا حتی فایل‌ها به مشکل بر می‌خورید. آنچه دقیقا رخ می‌دهد به این صورت است: هرچیزی که در هارد باشد و بخواهد پردازش شود، ابتدا به رم می‌رود. وقتی رایانه عمدا یا غیر عمدا ریست و یا خاموش می‌شود، فایل‌هایی از هارددیسک که مقداری از آنها به رم رفته و در حال پردازش بوده، نیمه کاره می‌ماند و اصطلاحا سردرگم می‌شوند و با تکرار این عمل، فایل‌های ناقص و بی‌مورد زیادی روی هارددیسک ذخیره می‌شوند. به اینگونه فایل‌ها، خوشه‌های از دست رفته می‌گویند. این اشکالات در فایل‌های ذخیره شده بر روی هارد دیسک ممکن است کاهش کارائی رایانه و بروز اشکالات فیزیکی هارددیسک را بدنبال داشته باشد.
همچنین بحث دیگری مرتبط با مطلب فعلی به نام بدسکتور وجود دارد. بخشی از دیسک که به علت ضربه، میدان مغناطیسی شدید یا ورود گرد و غبار به درون دیسک خراب شده باشد بدسکتور نامیده می‌شود و درصورتی که اطلاعاتی بر آن نقاط ثبت شود، ممکن است هد روی آن گیر کند و بدتر این که خرابی را گسترش دهد. با اجرای برنامه
Scan Disk می‌توانید تعداد زیادی از خطاهای موجود بر روی هارد دیسک را برطرف کنید. برنامه فوق که به صورت پیش فرض در خود ویندوز موجود می‌باشد، بررسی لازم در خصوص وجود اشکالات فیزیکی روی هارددیسک را نیز انجام خواهد داد. برای استفاده از این ابزار مای‌کامپیوتر را باز کرده روی یکی از درایوها کلیک راست کنید و Properties را بزنید. به زبانه Tools بروید و Check Now را بزنید. ضمنا باید تمام فایل‌های در حال اجرا را ببندید. در پنجره Check Disk مورد Scan for and attempt recovery of bad sectors را انتخاب کنید . اگر سکتورهای خرابی پیدا شد، انتخاب کنید که تعمیر شوند.
نکته: تنها زمانی گزینه
Automatically fix file system errors
را انتخاب کنید که فکر می‌کنید دیسک شما شامل سکتورهای خراب است. تاثیر کمی دارد و بیشتر جنبه احتیاط دارد که به اطلاعات ذخیره شده در هارد آسیب نرسد و به این ترتیب از خسارت‌های سنگین به کاربر جلوگیری می‌کند.

 


خاموش کردن  System Restore:
اگر از قابلیت بازگشت ویندوز یعنی System Restore استفاده نمی‌کنید آن را خاموش کنید. برای این کار روی My Computer راست کلیک کرده و به زبانه System restore بروید و گزینه Turn off را کلیک کنید. اگر هشداری داده شد ok کنید. سپس پنجره را ok کرده، ریست کنید. میزان تاثیر کم است و بیشتر در خالی شدن فضای هارد موثر است.

نصب نرم‌افزارهای اضافی ممنوع
اگه از آن دسته کاربرانی هستید که هر نرم‌افزاری که به دستشان می‌رسد نصب می‌کنند، باید بدانید که با این کار به میزان قابل توجهی از سرعت ویندوزتان می‌کاهید! تنها و تنها نرم‌افزارهایی را نصب کنید که به آنها نیاز دارید و به طور مداوم از آنها استفاده می‌کنید. به جای نصب کردن چندین نرم‌افزار پخش کننده، یک نرم‌افزار همه فن حریف نصب کنید که تمامی فایل‌ها را با هر پسوندی برای شما باز کند. مانند نرم‌افزار
kmplayer یا K-Lite Codec Pack. هر نرم‌افزاری که نصب می‌کنید، تعدادی فایل به رجیستری ویندوز (هسته ویندوز) اضافه می‌کند و تقریبا هر عملی که در ویندوز انجام می‌دهید به رجیستری مربوط می‌شود.
با نصب تعداد زیادی نرم‌افزار، رجیستری حجیم شده، سرعت ویندوز افت محسوسی پیدا می‌کند. در هنگام بوت شدن سیستم عامل ویندوز، بخش رجیستری، اصالت نرم‌افزارهای نصب شده را می‌سنجد و این یکی از مهمترین دلایل کندی بالا آمدن ویندوز نسبت به سیستم عامل‌های دیگر، به ویژه خانواده سیستم‌های منبع باز۳ مانند لینوکس است. زرنگ باشید! در بسته آفیس، نرم‌افزارهایی هستند که اصلا به درد شما نمی‌خورند. آیا شما الزاما به پاورپوینت یا فرانت پیج نیاز دارید؟ بنابراین آنهایی را که نمی‌خواهید نصب نکنید. برای این کار در هنگام نصب به جای نصب همیشگی از
custom
استفاده کنید که به شما این امکان را می‌دهد که تنها موارد مورد نیازتان را نصب کنید. این طوری فضای کمتری هم از هاردتان اشغال می‌شود. این کار در نرم‌افزار رایت Nero هم مطرح می‌شود. آیا به ابزار طراحی لوگوی دیسک نیاز دارید وقتی که درایو شما از تکنولوژی لایت اسکریپ پشتیبانی نمی‌کند؟ یا موارد دیگر؟ پس بهتر است باز هم از نصب به صورت custom استفاده کنیم. در نرم‌افزارهای مشابه نرو و آفیس، همین کار را بکنید. برای کسانی که اهل نصب نرم‌افزارهای متعدد هستند با رعایت این تذکر، سرعت به میزان قابل محسوسی افزایش می‌یابد.

تصوير پشت زمينه Desk top را برداريد
اگر خیلی برایتان سرعت مهم است یا از رایانه تان در مواردی هم چون کافی‌نت یا گیم‌نت استفاده می‌کنید یا صرفا برای تایپ، می‌توانید با غیر فعال کردن عکس صفحه زمینه ” دسکتاپ ” سرعت را بالا ببرید. روی Desktop کلیک راست کرده properties را انتخاب کنید. از زبانه دسکتاپ و قسمت Background، مورد none را انتخاب کنید. Ok کنید. تاثیر کمی دارد.


+نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت15:26توسط محسن باباتبار | |

يورش مغولان به ايران و تخريب نيمي بيشتر از اين سرزمين و كشتار ميليونها انسان رويدادي بود كه به گفته ابن اثير: « از بدو آفرينش آدم تاكنون … همانندش نيامده [1]» . موضوع ساده اي نيست كه فقط به تكبر و نخوت سلطان محمد خوارزمشاه نسبت داده شود . بعضي از مورخان را نظر بر اين است كه اگر خوارزمشاه سفرا و بازرگانان مغولي را نمي كشت اين تهاجم انجام نمي گرفت . اين نوع قضاوت براي اتفاقاتي كه از مهم ترين رويدادهاي تاريخي محسوب مي شود دليل پيش پا افتاده اي است در ريشه يابي تهاجم چنگيز به ايران و ديگر بلاد اسلامي علاوه بر جريان سفرا و تجار سرانگشت اتهام به ضرورت به سوي بغداد و ناصر خليفه عباسي كه محرك اصلي فتنه بوده دراز مي شود . در حالي كه تضادهاي دروني امپراطوري تازه تأسيس چنگيز و اشرافيت فئودال چادرنشين، در ارزيابيها ناديده انگاشته مي شود .سعي بر اين است كه در بررسي علل حمله چنگيز به ايران سه موضوع مذكور را مورد تجزيه وتحليل قرار داده و ديدگاههاي مختلف مورخان را بازگو نمائيم:
1 - كشته شدن بازرگانان و سفراي مغول:
پس از مبادله سفرا بين ايران و مغولستان كارواني با مال التجاره زياد از طرف چنگيزخان روانه ايران شد اما كاروان مال التجاره در اترار غارت شده و به فرمان حاكم خوارزمشاه همة بازرگانان گردن زده شده بودند فرستادگان چنگيز قرباني آز و طمع و سوء ظن خوارزمشاه گشته بودند شايد سلطان محمد دستور قتل عام آنان را نداده بود ولي پس از ماجرا جانب حاكم خود را گرفت و از تسليم وي ممانعت كرد گذشته از آن اهانت ديگري نسبت به چنگيزخان روا داشت و آن صدور فرمان قتل سفير «ابن كفر ج بغرا» و تراشيدن ريش همراهان بود كه براي درخواست تسليم حاكم ارترا به دربار خوارزمشاه آمده بودند لازم به يادآوري است سفرا كه ايلچي يا آلچي ناميده مي شدند معرف يك عشيره يا قبيله بوده اند وضعيت خاصي داشتند و سفير وجودي مقدس به شمار مي رفت .
بنا به گفته ابن اثير: «انگيزة خوارزمشاه در كشتن بازرگانان مغول تنها آزمندي نبود بلكه مي خواست از گسترش روابط بازرگاني با خان مغول جلوگيري كند تا اسلحه و ساز و برگ به سپاهيان چنگيز نرسد . چه جاسوسان او خبر داده بودند كه مغولان سرگرم ساختن اسلحه هستند [2] . »
البته ابن اثير كشتار سفرا را تنها حمله به ايران نمي داند در اين باره مي گويد كه :«سبب تاخت و تاز مغولان به شهرهاي اسلامي غير از اينهاست [3]…»
محمد نسوي مي نويسد: « چنگيزخان از سلطان تسليم ينال (غايرخان) را خواست و سلطان از ترس لشكريان و امراء بزرگ كه از خويشان ينال بود خواستة چنگيز را اجابت نكرد و اعتقاد كرد كه اگر با چنگيزخان جواب به لطف گويد طمع او زادت شود خود را بگرفت و تجلدي نمود و فرمود تا آن رسولان بي گناه به قتل آوردند و به شومي آن چند قطره خون ناحق، خون چندين اهل اقاليم كه جمله مسلمانان بودند هدر شد و بهر قطره سيلي از خون حرام در جوي حسام بلكه بر روي رغام جاري گشت كينه اي توخت و جهاني سوخت [4].»
ابن العبري عقيده دارد كه بازرگانان مغولي به دستور خوارزمشاه كشته شدند و همين عمل باعث تحريك احساسات چنگيز و حمله بر ايران شد : «غاير خان براي سلطان كشتن تجار و تصرف اموال آنها را به عنوان يك كار خوب جلوه داد و سلطان محمد به او اجازه داد آن امير تمام تجار را كشت مگر يكي از آنها كه توانست از زندان فرار كند … اين عمل سلطان محمد در نظر چنگيزخان يك مصيبت بزرگي جلوه كرد و بي نهايت متأثر شد و خواب از سرش پريد … و به بالاي يك تپه بلند رفت و سرش را برهنه كرد و به سوي خدا تضرع و زاري كرد و از خدا كمك مي طلبيد تا او را ياري كند و او بتواند انتقام اين ظلم را بگيرد… [5]»
وصاف گويد:«چنگيز از اين عمل سلطان محمد سخت برآشفت در سال 615 ه ق با لشكري از تاتار قصد ممالك سلطان محمد كرد ابتدا قاصدي بفرستاد كه به دست خود آب صاف صلح و صفا را گل كردي و آتش هوي را به باد خود رأيي تيره ساختي جنگ را آماده باش كه به هر قطره خون بيگناهان سلامت جوي ، جويي از خون چون جيحون روان خواهد شد و در عوض هر قيراط دينارها پرداخته خواهد گشت. [6]»
بار تولد در تركستان نامه كشته شدن سفراء و بازرگانان را علت اصلي حمله ندانسته و مي نويسد:
«گسترش امپراطوري عظيمي مانند امپراطوري مغول پس از پيروزي مغولان در چين شمالي و تركستان شمالي و تصادم آن با امپراطوري خوارزمشاه ديگر گريزناپذير شده بود مسأله انتقام گرفتن خان مغول از خوارزمشاه به خاطر كشتن فرستادة خان دليل نيرومند براي جنگ بوده اما علت اصلي نبوده … [7]»
همين نويسده در اثر جديدش علت اصلي رامتوجه سلطان محمد خوارزمشاه نموده و مي نويسد:
«مقايسه اطلاعات موجود در منابع اسلامي و برخورد آنها با اين پيكار ما را به اين نتيجه مي رساند كه جنگ ميان خوارزمشاه و چنگيز اگر از جانب خوارزمشاه برافروخته نشده باشد دست كم با نيات جهانگشايانة تسريع شده و نه با نيات جهانگشايانه چنگيزخان [8]».
با بار تولد مي توان موافق بود كه كشتن فرستاده خان دليلي نيرومند براي جنگ بوده اما علت اصلي نبوده و بعد از واقعه اترار جنگ اجتناب ناپذير شده بود .
2 – نقش خليفة عباسي در كشاندن مغولان به بلاد اسلامي:
خليفه عباسي الناصر لدين الله با سلطان محمد خوارزمشاه ميانه خوبي نداشت و از هر فرصت ممكن براي تحريك حكومتهاي محلي در شرق عليه خوارزمشاه استفاده مي كرد و قدرتمندي سلطان محمد براي دستگاه خلافت چنان خطري بود كه خليفه باطناَ بي ميل نبود كه حريف خود را به دست مغولان بيند و از شر او راحت گردد. براي اثبات اين ادعا شواعد تاريخي زياد وجود دارد كه به چند مورد اشاره مي شود :
ابن اثير كه خود ناظر آخرين دوره خلافت عباسي و حملات مغول بوده است با صريح ترين تعبير نقش خليفة عباسي الناصر لدين الله را در كشاندن مغولان به سرزمينهاي اسلامي تأييد كرده و مي نويسد:
«آنچه ايرانيان به او نسبت داده اند كه او مغولان را در مورد بلاد اسلامي به طمع انداخته و در اين رابطه با آنها به نامه نگاري پرداخته درست است اين ضربة عظيمي است كه هر گناه بزرگي در مقابل آن كوچك است [9]»
ابوالغداء (729 ه ق ) يكي ديگر از مورخين اهل سنت نيز اين امر را تأييد كرده و مي گويد :
«از دشمني كه ميان ناصر و خوارزمشاه وجود داشت ناصر مي خواست كه خوارزمشاه گرفتار آنان (مغولها) باشد و قصد عراق نكند [10] . »
در ورايت ديگري از قول «روبروك» كه خود در دستگاه مغول بوده آمده است كه : «بار ديگر سفير خليفه بقرافروم رسيد اين فرستاده مأموريت داشت تا با امپراطور جديد قرارداد صلح منعقد سازد و متعهد گردد كه ده هزار سوار براي پيشبرد فتوحات در ايران در اختيار مغولان گذارد خان مغول خواستار آن بود كه خليفه تمام استحكامات قلاع خود را ويران كند و البته اين پيشنهاد توسط سفير خليفه رد شد [11]».
ميرخواند صاحب روضه الصفا مي نويسد: «خليفه از روي ناچاري به اين فرمانروا يعني تموچين روي آورد تا خطري را كه از جانب همسايگان متوجه قلمرو خلافت بود دفع نمايد [12].»
پاول هرن نيز عقيدة استمداد خليفة عباسي از خان مغول را تأييد كرده و مي نويسد : « بايد گفت در اين موقع هستي خليفه در خطر بود زيرا خوارزمشاه مصمم بود خليفه را از سياسي ظاهري و روحاني محروم كند و به جاي او يك خليفه از علويان منصوب دارد و ناصر لدين الله از ترس جان چنگيزخان را براي حمله به ايران تشويق كرد چنگيزخان در اجابت اين دعوت فرصت را از دست نداد [13].»
اشپولر با استناد به نوشته ميرخواند اين توهم را كه ارتباط خليفه با چنگيزخان از ناحيه مخالفان مذهبي خليفه طرح شده باشد رد كرده و مي نويسد: «اكنون نمي توان با اطمينان گفت كه آيا خليفه خود در وارد كردن بزرگترين ضربة تاريخ بر عالم اسلام مصمم بوده است يا نه . اما سر زدن چنين عملي از الناصر لدين الله كه سخت سرگم سياست بود غيرممكن نمي نمايد چون ميرخواند در ارسال اين پيغام از جانب خليفه به خان مغول ترديدي نداشته است مي توان گفت كه در آن عصر ديگران نيز آن را متحمل مي دانسته اند از آن گذشته به دشواري مي توان پذيرفت كه در قرن نهم به منظور سود جويانه اي چنين خبري را اشاعه داده باشد [14] . »
بارتولد معتقد است كه چون ميان خوارزمشاه و بغداد كدورتي بوده اين خبر به صورت شايعات مبهم انتشار داشته است بدين سبب تصور نمي رود كه خبر مربوط به دعوت مغولان از طرف ناصر خليفه عليه خوارزمشاهيان شايان توجه و مهم باشد [15] . ولي بار تولد در اثر جديدش كه در سال 1926 م يعني پنج سال پيش از مرگش در تركيه مجموعة سخنرانيهائي داشته و با نام تاريخ تركهاي آسياي ميانه به فارسي ترجمه شده است نظريه قبلي خودش را تا حدودي تعديل و به واقعيت نزديك شده و تلويحاَ نامه نگاريها و نقشه هاي خليفه را بي تأثير در جنگ ندانسته و مي گويد : «مسئله بسيار مهم براي ما تصادم ميان چنگيزخان و محمد خوارزمشاه است اين برخورد تاكنون بيشتر نتيجه هدفهاي جهانگشايانه قلمداد شده و اغلب كوشيده اند ثابت كنند كه حتي خارجيان به خصوص ناصر خليفة عباسي بغداد چنگيزخان را به طرح نقشه هاي وي برنيانگيخته باشند دست كم با نفوذ خود از او حمايت كرده اند با وجود اين ، مقايسه اطلاعات موجود منابع اسلامي و برخورد آنها با اين پيكار ما را به اين نتيجه مي رساند كه بعد از واقعة اترار حمله مغولان بر ضد قلمرو شاه خوارزم اجتناب ناپذير شده بود و نيازي به تحريكات ناصر خليفه يا شخص ديگري براي اقدام با اين حمله نبود [16]. »
عباس اقبال گويد: « اگرچه علت حملة چنگيز به ممالك خوارزمشاهي و بهانة او در اين اقدام امور ديگري بوده است و تنها دعوت خليفه او را بر اين كار وانداشته ولي رفتن سفيري از جانب ناصر پيش چنگيزخان و علت دشمني خليفة مسلمين با خوارزمشاه و دادن اطلاعات در باب احوال ممالك اسلامي كه لازمة دعوت خان مغول به جنگ با خوارزمشاه بود چنگير را مايل و جري كرده [17]… »
3 – نقش تضادهاي دروني امپراطوري چنگيزخان در حمله به ايران:
عده اي از محققان تاريخ مغول را عقيده بر اين است كه از زماني كه چنگيزخان مغولستان را يكپارچه كرده و قدرت جنگاوري خود را محكم ساخته بود برخورد بين ايران و مغولها غيرقابل اجتناب بود و در واقع چنگيزخان متكي بر اشرافيت فئودال چادرنشين بود لذا سياستهاي وي تحت تأثير نيازهاي اين اشرافيت قرار داشت . پيكولوسكايا محقق روسي مي نويسد : «محرك سياست جهانگشاري چنگيزخان همانا منافع اعيان چادرنشين فئودال شده بود از قديم درآمد اعيان مذبور را نه تنها بهره كشي از آراتها (سرف) تشكيل مي داد بلكه به همان اندازه از جنگهاي غارتگرانه ميان اولوسهاي مجاور منتفع مي شدند از آنجا كه پس از وحدت مغولستان جنگهاي داخلي در آن كشور متوقف شد اعيان چادرنشين كه نمي خواستند از غنايم جنگي محروم گردند به فتوحات خارجي و جهانگشايي متمايل مي شدند و از آنجايي كه موفقيت در اين جنگها مستلزم وجود يك حكومت نيرومند و تنسيقات سخت نظامي بود اعيان مغول با كمال وفاداري به خدمت چنگيزخان كمر بستند [18]. »
چنگيزخان مي دانست تنها سياست استيلاجويانه مي تواند وفاداري اشراف چادرنشين مغول را براي وي تأمين كند و او را از خيانت، سركشي و جنگهاي داخلي و امپراطوري ساخت وي را از فروپاشيده شدن سريع در امان دارد گذشته از اين چيره شدن بر سرزمينهايي ديگر مي بايست خصومتهاي طبقاتي ميان اشراف و توده كوچ نشينان وابسته ـ آراتها ـ را كه در جامه مغول پديد آمده بود فرونشاند و سست گرداند. [19]
مواردي از نشانه هاي تضاد در ميان اشراف و توده هاي محروم را در مبحث قشربندي جامعه ايلاتي به اجمال مرور كرديم و از قول واسيلي يان آورديم كه چنگيز چگونه وعده تسلط بر ثروتمندترين كشورهيا جهان را به پيروانش مي دهد و نيز به است آنها قول مي دهد كه در اندك زماين توانگر شده و با غنايم و احشام زياد مواجه خواهند شد .

نويسندة تاريخ امپراطوري زرد مي گويد: « چنگيز سياست دو پهلو داشت او براي بدست آوردن فرصت سياست ترغيب و تهدي را در يك زمان اجرا مي كرد وعدة صلح مي داد و در عين حال آمادة جنگ مي گشت . چنگيزخان مي دانست كه زمان به سود وي مي چرخد تخت سلطنت سلطان محمد به لرزه افتاده بود بي شك وقت آن مي رسيد كه سردار مغول بتواند در برابر جهانيان حق را به جانب خود جلوه دهد . چنگيزخان مردي خردمند بود و مي دانست كه بايد در جنگي بزرگ و پرمخاطره كه هدف آن نه تنها كسب پيروزي بلكه تأسيس يك دولت بزرگ عشايري بود كه مي بايست هزاران سال دوام داشته باشد خود را بي گناه و مظلوم جلوه دهد [20] . »
كارل بروكلمان نيز انگيزه هاي اقتصادي را در حملة مغول به ايران مؤثر دانسته و گويد:
«شايد انگيزه هاي اقتصادي مانند آنچه سابقاَ عربها را به كشور گشائي وا داشت يا مانند مبارزاتي كه ميان شبانان و نگاهدارندگان اسب در گرفت در اين حمله بي تأثير نبوده است. [21]»
استاد بسيار بزرگوار دكترحسين آلياري با ذكر دلائلي گناه تهاجم چنگيزخان به ايران را متوجه سلطان محمد خوارزمشاه مي كند . قبل از هيچ گونه اظهار نظري به بيان ديدگاه ايشان مي پردازيم:
«مقصر اصلي در تحريك و هجوم مغول ها كه منجر به نابودي ميليون ها نفر مسلمان و تخريب و سوختن شهرهاي بي شمار اسلامي گرديد خود سلطان علاء الدين محمد مي باشد، غرور بيجا و فكر كوچك و طمع كاري بيش از اندازة او و از طرف ديگر ضعف و ترسي كه بر وجودش مستولي شده بود اين ضايعه اسفناك را برآورد به عقيدة من با علم به اينكه در حادثة اترار تركن خاتون و سرداران وابسته براي او دخالت تام داشته اند باز نبايستي سنگيني گناهان سلطان محمد را سبك ترش نمود و كوشيد تا تاريخ جديد اعتباري شايسته براي او در نظر بگيرد.

ما بر خلاف بعضي از محققين و متخصصين تاريخ مغول عقيده داريم كه اگر حادثه اترار به وقوع نمي پيوست و سلزان سياست مدبرانه اي اتخاذ مي نمود ايران در معرض حملات وحشيانه مغولها واقع نمي شود از يك طرف با تحقيق و مطالعه وقايع آن زمان مي بينيم كه مغولها احتياجي نداشتند تا نياز اقتصادي خود را از ايران تأمين نمايند و از طرفي هنوز مجادله بر عليه كوچلك خان پايان نيافته بود و مغول ها در چين و تنگوت گرفتاريهايي داشتند و نمي توانستند در سه جبهه جنگ را شروع نمايند و از طرف ديگر سياست خارجي خوارزمشاهيان طوري بود كه آن دولت را در نظر چنگيزخان بزرگ و پرقدرت جلوه مي داد ما براي تاييد مسايلي كه پيش كشيديم به يك دليل مهم اكتفا مي كنيم موقعي كه براي مغولها راهي جز جنگ باقي نماند و چنگيزخان تصميم به نبرد گرفت مدتي طول كشيد تا سپاه خود را براي اين هدف مهيب آماده سازد در حقيقت چنگيز هنوز آن قدرت را در خود نمي ديد كه هجوم آني را بر عليه ايران شروع نمايد . مي بينيم او تابستان 1219 م را در كنار رودخانه ارتيش مي گذارند و با تمام قدرت شروع به جمع آوري سپاه از قبايل مغولستان مي كند و اين آماده شدن تا سال 1220 م ادامه مي يابد . [22] »
با اينكه دلايل ارائه شده قانع كننده است اما در اين مورد با ديويد مورگان هم عقيده ام كه چنگيز دست كم دو اين مرحله تمايلي به درگيري نظامي با خوارزمشاه نداشت او در چين كاملاَ درگير بود و امپراطوري قابل توجهي را نيز به زير سيطرة خود درآورده بود كه هنوز به طور كامل هضم نشده و سامان پيدا نكرده بود اما چنانچه بر اساس تاريخ بعدي مغول و گسترش فتوحات آنها به داوري بنشينيم بي شك و در هر صورت خوارزم در نهايت مورد حمله قرار مي گرفت اما ماجرا به اين صورت پيش رفت كه خوارزمشاه كنترل اين قضيه را از دست چنگيزخان خارج كرد و با اعمال خويش جنگ را اجتناب ناپذير كرد [23] . در مجموع مي توان نتيجه گرفت كه ارادة خان مغول به كشور گشاي و حس توسعه طلبي شديد در ميان مغولان مي تواند انگيزه اصلي شروع جنگ باشد و بالطبع مغولان متوجه ضعف داخلي دولت خوارزمشاهي بودند در چنين شرايطي هجوم صحرانشينان به سرزمينهاي ثروتمنددتر اقوام با فرهنگ و تمدن امري اجتناب ناپذير بوده تنها برخورد سنجيده تر خوارزمشاه با فرستاده هاي چنگيزخان مي توانست هجوم مغولها را به تأخير انداخته و روابط بازرگاني و صلح آميز ادامه داشته باشد . بديهي است نه كشتار بازرگانان و ربودن اموال آنان قابل توجيه است و نه كشتن ميانجي و به قتل رساندن ايلچي و در خيانت و بلاهت دربار خوارزمشاهي هم نمي توان ادني ترديدي داشت ولي ايلغار مغول در مبني و اساس امري طبيعي و به قصد تحصيل ثروت و به چنگ آوردن مال و غنيمت و رفع احتياجات مادي و امثال اين امور بود و گرفتن انتقام از محمد اغري بهانه اي ظاهري بوده است . به قول ساندرز بي حرمتي اترار كه ضمن آن يك سفير نيز كشته شد به چنگيزخان مجال مي داد كه نه به عنوان متجاوز بلكه به عنوان تلافي كنندة يك خطا تأسف آميز ظاهر شود .

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت14:2توسط محسن باباتبار | |

Inthe  name of God

به غضنفرمی گن با توکیو جمله بساز میگه من خدیجه رو دوست داریم توکیو...

غضنفرکیس کامپیوترش رو می بره تعمیرگاه میگه آقا اینو برای ما تعمیرکن. طرف میگه : چه مشکلی داره ؟ میگه : والا نمی دونم چرا چند روزه جا لیوانیش بیرون نمیاد

دعای غضنفر بعد از نماز: خدایا! مواظب خودت باش

غضنفر میره نماز جماعت موقع قنوت یادش میره چی بگه از رو دست بغلیش نگاه میكنه…

غضنفر تو سینما وسط نشسته بوده ، دست میكنه تو دماغش و حسابی تمیزش میكنه اما نه دستمال داشته نه میتونسته بلند بشه
به بغل دستیش میگه : آقا لطفاً اینو دست به دست كن بمالش به دیوار

به غضنفر میگن تو طرفدار كدوم تیم فوتبال هستی؟ میگه قربون جدش برم آسد میلان

به غضنفر یه توپه فوتبال نشون میدن میگن این چیه میگه اونقدرها هم كه دیگه خر نیستیم معلومه دیگه این زمین شطرنجه !

غضنفر : به غضنفر میگن:‌ آروغ چیه؟ میگه:‌ سلسله بادهای صداداری كه راهشون رو در دستگاه گوارشی گم كرده‌اند! 

----غضنفر قلکش پر میشه، 500 تومن سر میده، با یه قلک نو عوض میکنه
----
غضنفر میره بقالی میگه: نوشابه خانواده دارین. بقاله میگه: آره. غضنفر میگه: به مجرد ها هم میدین؟
----
غضنفر داشته شنای قورباغه میرفته، لک لک میاد می‌خوردش
به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه
----
غضنفر چهار تا قالب صابون می‌خوره تا به مرز خودكفایی برسه!

 

 

غضنفر هی نگاه به گوشیش میکرده و میخندیده ، بهش میگن اس ام اس اومده ؟ میگه آره ، میگن چیه ؟ میگه یکی هی اس ام اس میده Low Battery !!!

غضنفر توی آتیش سوزی میمیره پزشکان اعلام می کنن %۱۰ سوختگی ، %۹۰ کوفتگی !!! میرن تحقیق می کنن می بینن دوستاش آتیشو با بیل خاموش کردن!

!غضنفر پری دریایی می‌بینه و بهش میگه: تو چقدر خوشگلی، زن من می‌شی؟ پری میگه: من که آدم نیستم، غضن?ر میگه: فکرکردی من آدمم؟

یه روز غضنفر میره کتاب فروشی میگه کتاب غضنفر دانارو دارید ؟ صاحب کتاب فروشی میگه:ما کتابای تخیلی نداریم !

غضنفر داشت پوست پرتغال میکند تو دلش میگفت یا امام رضا خدا کنه توش موز باشه !

غضنفر میره امتحان راهنمایی و رانندگی بده، ازش می‌پرسن: یه نیسان، یه اتوبوس، یه ماشین آتش نشانی و یه دوچرخه، سر یه چهارراه هستند، کدوم اول باید بره؟ عضنفر میگه: نیسان اول باید بره، بهش میگن خوب فکر کن! ماشین آتش نشانی در حال ماموریته! میگه: خوب نیسان اول باید بره! بهش میگن: یه کمی بیشتر فکر کن! غضنفر کلی فکر می‌کنه بعد میگه: اول ماشین آتش نشانی، بعد اتوبوس، بعد دوچرخه! میگن: پس نیسان چی شد؟ میگه: کجایی بابا، نیسانه همون اول گازشو گرفت رفت !

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت22:42توسط محسن باباتبار | |